
تحلیل منطقی قضایای لزومیه و شرطیه
بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای لزومیه و شرطیه میپردازند. بحث با بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه آغاز شده و این نکته تبیین میشود که صدق این قضایا نه به صدق مواد آنها، بلکه به وجود رابطه لزومی در نفسالأمر وابسته است. در ادامه، اشکالات مطرحشده پیرامون استحالهی ارتفاع نقیضین و مغالطات موجود در تکرار حد وسط در قضایای شرطیه مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با تفکیک میان فرضهای اتفاقی و احکام بتّی عقلی، نشان میدهند که چگونه عدم رعایت سنخیت در حمل یا عدم تکرار دقیق حد وسط، منجر به نتایج کاذب در استدلالهای منطقی میشود. این جلسه در نهایت با تبیین شرایط صحت قضایای لزومیه و ضرورت وجود علت تامه برای حمل اکبر بر اصغر به پایان میرسد تا مخاطب با مبانی دقیق استدلال در منطق آشنا شود.
تحلیل منطقی قضایای لزومیه و شرطیه
6استاد: اصلاً نمیشود، عددیت ذاتی اثنین است!
تلمیذ: چطور میتوانیم بگوییم که حمل زوجیتی که بر اثنین میشود بهخاطر عددیت نیست؟
استاد: اگر بهخاطر عددیت باشد پس هرجا عدد صدق میکند زوجیت هم باید صدق کند و زوج باشد.
تلمیذ: برای حل آن بگوییم که چون عدد علت نیست پس دراینصورت نمیتوانیم [بگوییم بهخاطر عددیت است].
استاد: یا این عدد علت تامۀ برای زوج است یا علت ناقصه است، اگر علت تامه باشد، هرجا علت تامه هست زوجیت هم باید باشد مثل اینکه میگوییم: مثلث علت تامۀ برای قائمتین است یعنی مجموع ثلاثة زوایا، قائمتین میشود پس هرجا که مثلث هست ثلاث زوایایی که مساوی با قائمتین است در آنجا هست. حالا از اینطرف ممکن است در بعضی جاها مثلث هم نباشد اما دو زوایۀ قائمه داشته باشیم؛ یک زاویۀ قائمه آنجا و یک زاویۀ قائمه هم اینجا داشته باشیم، از این نظر فرق نمیکند. اگر عددیت علت تامه است پس باید هرجا که عددی وجود داشته باشد زوجیت در آنجا باشد و اگر عددیت علت ناقصه است، آن علت ناقصه ممکن است گاهی اوقات در ضمن فردیت محقق بشود و گاهی در ضمن زوجیت.
تلمیذ: پس ما باید اینطوری بگوییم که در اینجا حدّ وسط علت ناقصه قرار داده شده است و باید بگوییم که عددُ الاثنین یُحمَلُ علیه ...
علت تامه بودن حدّ وسط در قضایای شرطیۀ لزومیه
شرط صدق قضایای لزومیه
استاد: بله، درست است. لذا در قضایای شرطیۀ لزومیه حدّ وسط باید علت تامه باشد إن کانَ الشمسُ طالعةً و النهارُ موجودٌ علت تامۀ نهار وجود شمس است و غیر وجود شمس نمیتواند باشد. مثل اینکه بگویید: إن کانَ هذا العددُ زوجاً فَهو ینقسمُ بِقسمین در اینجا حدّ وسط ما زوجیت است. این زوجیت در هرجا که باشد انقسام بالقسمین هست و دیگر نمیشود در یک جا زوجیت باشد و آن نباشد! إن کانَ هذا العددُ فرداً فَهو ینقسمُ بِقسمین یعنی شرط صدق قضایای لزومیه تمامیت علیت حدّ وسط بین اکبر و اصغر است.
