
تحلیل منطقی قضایای لزومیه و شرطیه
بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای لزومیه و شرطیه میپردازند. بحث با بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه آغاز شده و این نکته تبیین میشود که صدق این قضایا نه به صدق مواد آنها، بلکه به وجود رابطه لزومی در نفسالأمر وابسته است. در ادامه، اشکالات مطرحشده پیرامون استحالهی ارتفاع نقیضین و مغالطات موجود در تکرار حد وسط در قضایای شرطیه مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با تفکیک میان فرضهای اتفاقی و احکام بتّی عقلی، نشان میدهند که چگونه عدم رعایت سنخیت در حمل یا عدم تکرار دقیق حد وسط، منجر به نتایج کاذب در استدلالهای منطقی میشود. این جلسه در نهایت با تبیین شرایط صحت قضایای لزومیه و ضرورت وجود علت تامه برای حمل اکبر بر اصغر به پایان میرسد تا مخاطب با مبانی دقیق استدلال در منطق آشنا شود.
تحلیل منطقی قضایای لزومیه و شرطیه
5پس اگر اثنین عدد است من حیثُ أنّه عددٌ لیسَ بِزوجین بل من حیثُ ماهیتِهِ و مِن حیثُ ذاتِهِ لا مِن حیثُ أنّهُ عددٌ! چون عدد عام است؛ عدد هم شامل زوج میشود و هم شامل فرد میشود. یک وقتی میگویم: چون ایشان فقه خوانده است لذا میتواند استنباط کند. خب اینهم درست است. چون ایشان فقه خوانده است میتواند استنباط کند، بالأخره فقه طریق استنباط است و اشکالی ندارد کسی که فقه بخواند استنباط میکند. اما اگر بگوییم که چون ایشان ادبیات خوانده است میتواند استنباط کند، این غلط است چون ادبیات اعم است! کسی ادبیات بخواند ممکن است فقه نخوانده باشد و ممکن است فقه خوانده باشد. ادبیات جزء طریق فهم فقه است و این را قبول داریم ولی تمام مسئله نیست و ممکن است شخصی ادبیات بخواند ولی فقه را نخواند یا یک شخص ادبیات بخواند و فقه بخواند. پس از حیث اینکه شخص ادبیات را خوانده است نمیتواند استنباط کند بلکه از حیث اینکه این فقه خوانده است باید استنباط کند. این زوجیتی که مترتب بر اثنین است از حیث عددیت نیست! اگر از حیث عدد باشد هرجا عدد صادق باشد، زوجیت هم باید صادق باشد ولی اینطور نیست! در یک جا میبینم عدد است و فرد است و در یک جا عدد است و زوج است.
پس ترتب این زوجیت بر اثنین بهلحاظ عددیت نیست ـ این نکتهای است که باید در اینجا مورد توجه قرار بگیرد ـ بلکه بهلحاظ اثنینیت است ولو اثنین عدد هم نباشد باز زوج است. فرض میکنیم که اثنین عدد نیست و اثنین چنار است، باز ما دوتا چنار میخواهیم و یکی کافی نیست و باید دوتا باشد! مسئله به عددیت برنمیگردد بلکه به اثنینیت برمیگردد که فقط خواستم که نسبت به این نکته توجه بشود اما مسائلی که خودشان مطرح میکنند، مسائلی از نظر دیگر است.
تلمیذ: میشود از اثنین سلب عددیت کرد؟!
