اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل منطقی قضایای لزومیه و شرطیه

بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه

14٬250
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای لزومیه و شرطیه می‌پردازند. بحث با بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که صدق این قضایا نه به صدق مواد آن‌ها، بلکه به وجود رابطه لزومی در نفس‌الأمر وابسته است. در ادامه، اشکالات مطرح‌شده پیرامون استحاله‌ی ارتفاع نقیضین و مغالطات موجود در تکرار حد وسط در قضایای شرطیه مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استاد با تفکیک میان فرض‌های اتفاقی و احکام بتّی عقلی، نشان می‌دهند که چگونه عدم رعایت سنخیت در حمل یا عدم تکرار دقیق حد وسط، منجر به نتایج کاذب در استدلال‌های منطقی می‌شود. این جلسه در نهایت با تبیین شرایط صحت قضایای لزومیه و ضرورت وجود علت تامه برای حمل اکبر بر اصغر به پایان می‌رسد تا مخاطب با مبانی دقیق استدلال در منطق آشنا شود.

تحلیل منطقی قضایای لزومیه و شرطیه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای لزومیه و شرطیه می‌پردازند. بحث با بررسی تلازم میان مقدم و تالی در قضایای شرطیه آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که صدق این قضایا نه به صدق مواد آن‌ها، بلکه به وجود رابطه لزومی در نفس‌الأمر وابسته است. در ادامه، اشکالات مطرح‌شده پیرامون استحاله‌ی ارتفاع نقیضین و مغالطات موجود در تکرار حد وسط در قضایای شرطیه مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استاد با تفکیک میان فرض‌های اتفاقی و احکام بتّی عقلی، نشان می‌دهند که چگونه عدم رعایت سنخیت در حمل یا عدم تکرار دقیق حد وسط، منجر به نتایج کاذب در استدلال‌های منطقی می‌شود. این جلسه در نهایت با تبیین شرایط صحت قضایای لزومیه و ضرورت وجود علت تامه برای حمل اکبر بر اصغر به پایان می‌رسد تا مخاطب با مبانی دقیق استدلال در منطق آشنا شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل منطقی قضایای لزومیه و شرطیه

13
  • إذا ثَبتَ الأصغرُ فَإذن لا یَلزم مِن ذلکَ کُلما کان هذا اللونُ سواداً و بیاضاً لَم یکن بیاضاً و الحلُّ أنَّ الوسطَ إن وَقَعَ فی الکبرى على الجهةِ التی بِها یستلزمُ الأکبر لَزِمَت النتیجةُ بتةً و إلاّ فَلَم یکن الوسطُ مشترکاً.

  • وقتی اصغر ثابت بشود که سواد و بیاض باهم باشد لازم نمی‌آید اگر این لون سواد و بیاض است، این بیاض نیست اشکال لازم می‌آید. حل مسئله این است که اگر حدّ وسط در کبریٰ به همان جهتی در کبریٰ حدّ وسط است که به‌واسطۀ آن جهت اکبر را لازم گرفته است که بیاضیت باشد، این نتیجه قطعاً در اینجا هست والاّ اگر از همان ناحیه نیست بلکه از ناحیۀ دیگر است یعنی از جهت مکان واحد مورد بحث قرار نگرفته است، دیگر حدّ وسط مشترک نیست چون حدّ وسط در یک جا سواد و بیاض توأم است و بعد حدّ وسط در کبریٰ فقط سواد تنهاست، خب این دیگر فرق می‌کند. اول شما در صغریٰ شیء را مرکب از سواد و بیاض فرض کردید آن‌وقت وقتی می‌خواهید در کبریٰ بیاورید آن شیء را فقط سواد تنها فرض می‌کنید پس حدّ وسط تکرار نشده است.

  • فَفی هذا المثالِ السوادُ فی الکبرى بِالمعنَى المضادِ لِلبیاضِ و فی الصغرى بالمعنَى المجامعِ لَه فَلذلک لَم تبقَ الملازمةُ معَ الأصغر فالخلل إنَّما وَقَعَ بِسببِ عدمِ تکررِّ الوسطِ لا بسببِ العارضِ التابعِ.

  • در این مثال سواد در کبریٰ به معنای مضاد با بیاض است ولی در صغریٰ به معنای همنشین است؛ سوادی است که با بیاض همنشینی داشته است و مضاد نیست. و در صغریٰ با معنایی است که گرچه باهم ضد هستند ولی باهم جمع شده‌اند به‌خاطر همین مسئله است که ملازمه با اصغر باقی نمی‌ماند. پس خلل واقع شده به سبب عدم تکرر حدّ وسط، نه به سبب عارضی که تابع است که آن قضیۀ لزومیه باشد.

  • تلمیذ: تعبیر حدّ وسط کردن در بحث قیاس که نیست، بحث آن تعبیر حدّ‌ وسط یا تکرر حدّ وسط صغریٰ و کبریٰ نیست، مقدم و تالی است.

/