
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
بررسی منطقی رابطه میان امور محال و تبیین تلازمهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی میپردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده میشود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح میکنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آنها معنا مییابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه میرسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنتهای حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوبهای شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید شده است.
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
7تلمیذ: این اصلاً نیاز به مجهول گفتن ندارد وقتى اینجا برای آن متحقق مىکند، یک ممتنع ذاتى دیگر را تحقق مىکند.
استاد: نه یک مثال دیگر هم مىخواهد بزند.
تلمیذ: باشد، اگر یک ممتنع ذاتى محقق مىشد اینجا صادق است که ما بگوییم که تحقق پیدا کرده است.
استاد: نه، ببینید دو ممتنع ذاتى هرکدام به حیال خودشان هستند و ارتباطى به خودشان ندارند. منبابمثال دو امرى که در یکجا باهم اجتماع داشته باشند، دو اجتماع نقیضین در مکان واحد شما تصور کنید یا دو شریک البارى شما تصور کنید، اجتماع شریک البارى در جاى واحد، یزدان و اهرمن را در مکان واحد تصور کنید، وجود یزدان که خداى براى نیکىهاست امتناع ذاتى دارد چون خداى نیکیها درقبال خداى بدیها و خداى سیئات امتناع ذاتى دارد، اهرمن هم خداى سیئات است، خداى سیئات درقبال خداى نیکیها هم امتناع ذاتى دارد. در قول به ثنویت سابق این ایرانیهای قدیم قائل به دو منشأ وجود در خارج بودند؛ یک منشأ خیرات و یکى هم منشأ سیئات. منشأ خیرات را یزدان و منشأ سیئات را اهرمن مىگفتند.
علت منع کردن مرحوم علامه طهرانی از گفتن لفظ «یزدان» برای خدای تعالی
فلذا مرحوم آقا رضوان الله تعالی علیه مىگفتند: «نباید یزدان بگویید!» براى همین جهت است، یزدان فقط خدا نیست، حالا بگوییم که خداى خوبیها چون براى خداى خوبیها نقص هست که ما خداى بدیها را بخواهیم از او جدا کنیم. در عالم وجود هرچه با او وجود دارد خیر محض است! جدا کردن خیر از شر به نفس که به نفس وجود برگردد موجب محدودیت براى آلهه است و محدودیت براى آلهه موجب ترکب آنهاست و ترکب آنها موجب امکان آنهاست و امکان آنها موجب احتیاج آنهاست و احتیاج آنها احتیاج به علت ثالثه است. بنابراین قول به یزدان و اهرمن امتناع ذاتى دارند.
حالا اگر ما گفتیم که عالم وجود اجتماع یزدان و اهرمن است، قول به اجتماع دو امتناع ذاتى اقتضاء مىکند که یکى از این دوتا هم وجود داشته باشد چون شما مىگویید: اجتماع. اجتماع مرکب از دوتاست؛ این و این، هر دو. پس اجتماع ممتنعین خودش امتناع است. این امتناع چون از دوتا امتناع ذاتى مرکب شده است پس این موجب مىشود که هرکدام از آنها تکتک باید وجود داشته باشند یعنى وقتى که شما قائل به اجتماع یزدان و اهرمن هستید پس قائل به وجود اهرمن هستید.
