
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
بررسی منطقی رابطه میان امور محال و تبیین تلازمهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی میپردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده میشود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح میکنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آنها معنا مییابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه میرسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنتهای حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوبهای شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید شده است.
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
5منظور از تقدم طبعى علت بر معلول
اینکه مىگویند: علت تقدم طبعى بر معلول دارد؛ یعنى تقدم ذاتى، یعنى ذات علت اقتضاء تقدم را مىکند و اصلاً قابل تصور نیست که شما علتى را تصور کنید و تساوى با معلول یا تأخر او را از معلول بتوانید ثابت کنید، این را تقدم طبعى مىگویند یعنى تقدم ذاتى.
و لهذا یمتازُ عنِ الشرطیةِ الاتفاقیةِ و کما أنَّ الاستلزامَ لا یتحققُ إلا بِتحققِ العلاقةِ الطبیعیة بالفعلِ فَجوازُ الاستلزامِ لا یکونُ إلا بِجوازِ تحققِ العلاقةِ فَکلُّ ما صحَّ عندَ العقل أن یکونَ بینَ المحالین على تقدیرِ تحقِّقهما علاقةٌ ذاتیةٌ یکونُ بحسبِها اللزومُ جاز أن یحکمَ بالاستلزامِ بینَهما و إلاّ بطلَ بتَّةً.
بهواسطۀ این با شرطیۀ اتفاقیه فرق مىکند، در شرطیۀ اتفاقیه علاقۀ بین این دوتا طبعى نیست و ارتباطى به همدیگر ندارند. حالا برحسب اتفاق، شرایط، مقارنات، مصاحبات و ظروف بین این دوتا را جمع کردهاند یعنى هیچ نوع دلیلى از اینکه خود طبع اقتضاء کند وجود ندارد و استلزام در جایى است که علاقۀ طبیعیه بالفعل تحقق داشته باشد، در جایى استلزام هست که تحقق علاقه در آنجا جایز باشد. در هر وقتى که بین المحالین نزد عقل صحیح باشد اینکه بین دوتا محال بر تقدیر تحققشان یعنى فرض مىکنیم که تحقق دارند، هر وقتى که علاقۀ ذاتیه صحیح باشد که بهحسب آن علاقۀ ذاتیه لزوم در چنین ظرفى محقق مىشود باید به استلزام بین این دوتا حکم کرد والاّ این باطل مىشود.
فإذَن المحالُ قَد یستلزمُ محالاً آخَر إذا کانَ بینهما علاقةٌ ذاتیةٌ سواءً کانَت معلومةً بالضرورةِ کاستلزامِ تحققِ مجموعِ ممتنعین ذاتیین تحققَ أحدِهما کاستلزامِ حماریةِ زید مثلاً ناهقیَّتَه أو بِالاکتسابِ.
محال گاهى ممکن است محال دیگرى را لازم بگیرد درصورتىکه یک علاقۀ طبیعیه و علاقۀ ذاتیه بینشان باشد مثل إن کان زید حماراً فَلاجَرَم أن یکونَ ناهقاً هردوى اینها محال است ولى از اثبات یکى اثبات دیگرى لازم مىآید، این صدق در اتصال است یعنى اگر ما فرض کنیم اوّلى محال است، این محال اول محال دوم را استلزام دارد و شما نمىتوانید بین این دوتا انفکاک ایجاد کنید و بگویید که حالا که اوّلى محال است پس ما با محال دوم بینشان قطع رابطه برقرار مىکنیم، نه نمىشود! این محالیتش بهجاى خود محفوظ است و امتناعش بهجاى خود محفوظ است اما حالا که شما در اینجا این امتناع را گفتید بنابراین آن امتناع بعدى را هم باید بگویید.
