
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
بررسی منطقی رابطه میان امور محال و تبیین تلازمهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی میپردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده میشود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح میکنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آنها معنا مییابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه میرسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنتهای حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوبهای شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید شده است.
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
4تلمیذ: این علاقه لزومیۀ همان مستلزم ذاتیه نیست؟! دوتا معلول را بخواهیم بگوییم.
استاد: دوتا معلول نسبت به آن علت؟
تلمیذ: همین دوتا معلول نسبت به علت که قطعاً هست، منظور نسبت به خودش است.
استاد: بله دیگر.
تلمیذ: نسبت به خودشان هم علاقه پیدا مىکنند بین مستلزم نیست چون هم سنخ هستند یا هم سنخ نیستند.
استاد: عرض کردم چون این معلول به یک لحاظ با آن علت مرتبط است بنابراین آن علت به افاضۀ دیگر معلول دیگرى را در اینجا بهوجود مىآورد و این دو معلول در عرض هم اقتضاء مىکند که به یک نسبت به آن علت مافوقشان مرتبط باشند، بله! این مسئله همینطور است. ریشهاش همان جنبۀ تعلق هرکدام از اینها به علت است گرچه این معلول با این معلول جدا است ولى از نقطهنظر تعلق به علت هیچ فرقى بین این معلول با علت و آن معلول با علت نخواهد بود پس بین خود اینها از نقطهنظر لزوم یک نوع ایجاب لزومیه مىخواهد تااینکه آن معلول در اینجا از آن علت استناره کرده و در اینجا افاضه کرده است.
و إمّا بینَ معلولَی علةٍ واحدةٍ على الوجهِ الذّی سیجیءُ فی مبحثِ التَّلازمِ بین الهیولىٰ و الصورةِ.
این بحث بین علت و معلول و همینطور تلازم بین دو معلول و علت واحده در بحث تلازم بین هیولا و صورت مىآید که چطور صورت علت براى وجود هیولا است.
أ لَم تَسمَع قولَ المیزانیین إنَّ الشرطیةَ اللزومیةَ ما یکونُ الحکمُ فیها بِصدقِ التالی على تقدیرِ صدقِ المقدم لِعلاقةِ بینَهما طبیعیةٍ.
منظور از قضیۀ شرطیۀ لزومیه بنا بر قول منطقیون
آیا شما این مطلب را نشنیدهاید که اینها مىگوید که قضیۀ شرطیۀ لزومیه ـ نه اتفاقیه ـ آن است که به صدق تالى حکم شود درصورتىکه مقدم صادق باشد برای علاقۀ طبیعیهای که بین هردو هست یعنى آن علاقه از طبع بین این دو نشئت مىگیرد، طبع این قضیه ذاتاً براى آن ایجاب مىکند.
