اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات

بررسی منطقی رابطه میان امور محال و تبیین تلازم‌های عقلی

14٬088
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی می‌پردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده می‌شود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح می‌کنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آن‌ها معنا می‌یابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه می‌رسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنت‌های حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوب‌های شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهم‌السلام تأکید شده است.

استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی می‌پردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده می‌شود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح می‌کنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آن‌ها معنا می‌یابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه می‌رسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنت‌های حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوب‌های شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهم‌السلام تأکید شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات

9
  • إمّا بِالفطرةِ کما فی تحققِ المرکب مِنَ المُمتَنعین بالذاتِ بِالنسبةِ إلى تحققِ أحدهما فقط أو حماریة الإنسان بالنسبةِ إلى صاهلیَّتِهِ و إمّا بِالاکتسابِ کما فی حماریةِ الإنسانِ بِالنسبةِ إلى إدراکِه لِلکلیاتِ على تقدیرِ الحماریةِ.

  • یا بالفطره این تنافى وجود دارد همان‌طورى‌که دوتا ممتنعین بالذات نسبت به تحقق یکى از اینها مرکب شوند، یکى از اینها در اینجا محقق شود که در اینجا این تنافى بالفطره است یا حماریت انسان نسبت به صاهلیت انسان، علاقۀ بین اینها هم علاقۀ منافات است و یا بالاکتساب این تنافى روشن شود و مسئلۀ ضرورى نباشد مثل اینکه انسان الاغ باشد درعین‌حال کلیات را هم ادراک کند، بین اینها منافات دارد دیگر در عین اینکه این‌همه الاغ هست چطور ادراک کلیات مى‌کنند؟!!

  • فَإذَن قولُنا المحالُ جازَ أن یستلزمَ المحالَ قضیةٌ موجبةٌ مهملةٌ و قولُنا الواقعُ لا یستلزمُ المحالَ سالبةٌ کلیةٌ.

  • شما که مى‌گویید: محال جایز است که محال را لازم بگیرد، این قضیه موجبۀ مهمله است، نه‌اینکه موجبۀ کلیه است که محال هر محالى را لازم بگیرد؛ محالى را که باید بینشان علاقه باشد و مى‌گوییم آن که واقع مى‌شود یعنى امکان وقوعى دارد و محال را لازم نمى‌گیرد چون هرچه که امکان وقوعى دارد معنایش این است که وجودش در خارج محقق است پس این با محالیت منافات دارد، این چیست؟ این‌ سالبۀ کلیۀ می‌شود.

  • فالمتصلةُ اللزومیةُ مِن کاذبتین إنَّما تصدقُ إذا کانَ بینهما علاقةُ اللزومِ فإذا لم یکن بینهما علاقةُ اللزومِ فإمّا أن یکذبَ الحکمُ بِالاتصالِ رأساً إذاً وجدَ العقل بینهما علاقةَ المنافاةِ.

  • متصلۀ لزومیۀ از دوتا کاذبه صدق می‌کند مثل اینکه مى‌گوییم: إذا کان زیدٌ حماراً فهو ناهق این متصلۀ لزومیه است. موقعى که بین این دوتا ممتنع علاقۀ لزومیه باشد إذا کان زیدٌ حماراً فلابُدَّ أن یکونَ ناهقاً و اگر بین قضیۀ اول و ثانى علاقۀ لزوم نباشد یااینکه حکم به اتصال رأساً کاذب است مثلاً إذا کان زیدٌ ناهقاً فالفرسُ یکون غنماً آن یک امتناع و این‌هم یک امتناع که ارتباطى هم بین این دوتا اصلاً نیست.

/