
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
بررسی منطقی رابطه میان امور محال و تبیین تلازمهای عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت استلزام میان امور ممتنع ذاتی میپردازند. بحث با تحلیل تفاوت میان حمل اولی و حمل شایع در مفاهیم معدومه آغاز شده و سپس به این پرسش کلیدی پاسخ داده میشود که آیا هر امر محالی، مستلزم محال دیگری است یا خیر. استاد با نقد دیدگاه جدلیون، تصریح میکنند که استلزام میان دو محال، تنها در صورت وجود یک رابطه ذاتی و طبیعی میان آنها معنا مییابد و هرگونه تلازمی نیازمند یک پیوند عقلی است. در ادامه، ضمن بررسی تفاوت میان قضایای لزومیه و اتفاقیه، به این نتیجه میرسیم که اثبات یک محال، تنها در صورتی محال دیگری را به دنبال دارد که میان آن دو، رابطه علّی یا تلازم ذاتی برقرار باشد. در پایان نیز با نگاهی به سنتهای حسنه و سیئه، بر لزوم رعایت چارچوبهای شرعی و عقلانی در ابراز ارادت و تقرب به ساحت ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید شده است.
استلزام ممتنع ذاتی و کیفیت تلازم بین محالات
1درس دویست و نود و ششم
کیفیت استلزام ممتنع ذاتى به یک ممتنع ذاتى دیگر
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
و السِّرُ فی ذلکَ صدقُ بعضِ المفهومات على نفسِه بِالحملِ الأوّلی و عدمُ صدقِه على نفسِهِ بِالحملِ الشائعِ العَرَضی فإنَّ مفهومَ شریکِ الباری و المجهولِ المطلق یَصدقُ على نفسِهِ بِأحدِ الحَملَین و مقابله یَصدقُ علیه بِالحملِ الآخر1
تفکیک بین مفهوم و مصداق در معدومات
اینهم تتمۀ بحث جلسۀ قبل راجع به کیفیت صدق حمل در مفهومات معدومه و عدم صدق در همان مصادیق بود. در مجهول مطلق و یا در شریک البارى و ممتنع بالذات مفهوم اینها عبارت از یک امر عدمى است که این امر عدمى از نقطهنظر خود مفهوم بر آن جنبۀ عدم صدق مىکند و طبعاً آثارى بر آن مترتب است؛ نمیتوان از آن خبر داد، نمىتوان حسابى روى آن بار کرد، بطلان محض متوجه اوست و سایر آثارى که بر این مسئله مترتب است که بهخاطر همین جهت مفهومى این اعدام است اما از نقطهنظر جنبۀ مصداقى یعنى همان وجود ذهنى و همان تصور ذهنى که از این مسئله بهعنوان یک وجود استقلالى هست دراینصورت خودش یک نحوه از وجود است و از آن مىتوان خبر داد. همینکه شما مىگویید که آیا شریک البارى را تصور کردید؟! همین «شریک البارى را تصور کردید» اثرى از آثار است که متوجه همان وجود ذهنى شده است و محمولى است که براى این شریک البارى در اینجا تصور شده است لذا شما مىگویید که شریک البارى را تصور کردید پس این تصور شریک البارى یک معناى حملى است که بر این موضوع در اینجا تحقق و تقرر پیدا کرده و موجب شده است که الآن حمل در اینجا تصحیح شود، این بحث در اینجا تمام شد.
بحث دیگرى که مرحوم آخوند شروع مىکنند به کیفیت استلزام ممتنع ذاتى یک ممتنع ذاتى دیگر را مربوط مىشود؛ یک امتناع دیگر و یک محال دیگر را. ایشان مىفرمایند که مسئلۀ امتناع مثل مسئلۀ امکان مفهومى است که آثارى بر این مفهوم مترتب است و از نقطهنظر وجودى همانطورىکه وجود یک امر دیگر را لازم میگیرد و تحقق یک امر مستلزم تحقق امر دیگرى خواهد بود، از نقطهنظر عدم هم بعضى از اعدام استلزام عدم دیگرى را دارند وقتى که ما شریک البارى را از خداى متعال نفى مىکنیم این نفى شریک البارى «نفى ضدیت» از خداى متعال و مبدأ اولیٰ را استلزام گرفته است، نفى ثنویت و ضدیت براى او و مشارکت و مجانست با او را استلزام گرفته است و وقتى که ما یک امتناع را اثبات مىکنیم و شریک الباری را برای باری اثبات میکنیم در واقع یک محالات دیگرى را هم ثابت مىکنیم؛ ضدیت را ثابت مىکنیم، مجانست را ثابت مىکنیم، مشارکت را ثابت مىکنیم و اینها چیزهایى است که ثابت مىشود. وقتى که شما یک امتناع را براى انسان ثابت کردید مثلاً الإنسانُ حمارٌ بنابراین سایر امتناعهایی که مترتب بر حماریت است مثل ناهقیت، طبعاً بر انسان حمل مىشود. اینهم قضیه بهواسطۀ این است که همانطورىکه در وجود بعضى از امور، امور دیگر را استلزام دارند همینطور در ناحیۀ نفى بعضى از امور، امور دیگر استلزام دارند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 239 و 240.
