اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

تحلیل جایگاه ذهن در انتزاع مفاهیم عدمی و مستحیلات

14٬004
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

5
  • حالا ما فعلاً به ذهن کاری نداریم چون برای روشن شدن مسئله بهتر است که فعلاً کاری نداشته باشیم تا این قضیه بهتر روشن بشود. آیا شما می‌توانید در عالم خارج همان‌طوری‌که به موجودات اشاره می‌کنید به عدم هم اشاره کنید؟! زید الآن در اینجا هست و الآن دارید به این زید اشاره می‌کنید. بعد زید از اینجا بیرون می‌رود خب شما الآن به چه چیزی اشاره می‌کنید؟! به عدم زید. آن عدم زید چیست؟! این فرش است، شما دارید به فرش اشاره می‌کنید! شما الآن دارید به سجاده اشاره می‌کنید. شما به زید اشاره نمی‌کنید چون قابل اشاره نیست. این زید الآن اینجا ایستاده است. شما می‌گویید که این عدم زید الآن در اطاق هست. عدم زید چیست که دارید به آن اشاره می‌کنید؟! چیزی نیست که به آن اشاره کنید.

  • تلمیذ: حتماً نباید حسیه باشد وجود عقلیه است.

  • استاد: عقل می‌خواهد به چه چیزی اشاره کند؟!

  • تلمیذ: به همان وجودی که ....

  • استاد: نه دیگر الآن وجود نیست.

  • تلمیذ: از آن وجود یک چیز را انتزاع می‌کند اسمش را عدم آن موجود می‌گذارد.

  • بیان مثال برای امور اعتباریه و انتزاعیه

  • استاد: خودتان دارید می‌فرمایید: انتزاع می‌کند! انتزاع کردن یک مسئله است و آنچه که در خارج تحقق پیدا می‌کند مسئلۀ دیگری است. مسئله مثل مسئلۀ ریاست و وضع می‌ماند. ببینید در مورد ریاست و مرئوسیت چند نفر در اینجا می‌نشینند. بعد می‌آیند بین خودشان اعتبار می‌کنند و می‌گویند که این شخص رئیس می‌شود و این افرادی هم که دور او هستند مرئوس می‌شوند یعنی این شخص می‌تواند امر و نهی کند و دیگران هم باید اطاعت کنند. این حالت امر و نهی کردن منتزع و مُنشأ از حالت ریاست است. اول اعطاء ریاست به زید می‌شود وقتی اعطاء ریاست شد و گفتند: هذا رئیسٌ بعد این شخص امر و نهی می‌کند. حالا سؤال من از شما این است که این ریاست چیست؟! شما نشان بدهید. می‌گویید که ریاست زید، زید است و ریاستی در کار نیست. این عقل انتزاع و اعتبار می‌کند یعنی همان‌طوری‌که وقایع خارجیه یک صور محسوسه اعمّ از مجردات و مادیات هستند، یک‌سری مسائل اعتباری هست که عقلاء می‌آیند براساس اصول موضوعه در ارتباطات و روابط یک اموری را وضع می‌کنند. اسم آن امور را امور اعتباریه و انتزاعیه می‌گذارند. وجود خارجی ندارد عقل به او وجود خارجی اعطاء می‌کند. خودش [وجود خارجی] ندارد [بلکه عقل] اعطاء می‌کند! الآن وقتی که زید رئیس می‌شود اگر نود کیلو بود 95 کیلو که نمی‌شود! یک‌دفعه پنج کیلو باد کند! حالا ممکن است بعضی‌ها این‌طور باشند که یک‌دفعه پنج کیلو [اضافه کنند]! البته عکس آن هست. از ریاست که خلع بشوند از نود کیلو یک‌دفعه هشتاد کیلو می‌شوند، این ممکن است یعنی در یک شب یا در یک ماه ده کیلو کم می‌کنند. ولی حالا بدون اینکه چیزی بخورند یک‌دفعه شخص از هشتاد کیلو، نود کیلو بشود ظاهراً این نمی‌شود. خب این جنبه‌ای را که عقل اعطاء می‌کند آیا مشاهَد است؟ مشاهَد نیست. آیا در خارج متعیّن است؟ آن‌هم که متعین نیست. پس چیست؟ هیچ چیزی نیست، یک امر عدمی است. عقل می‌آید به یک امر عدمی لباس وجود می‌پوشاند اعتباراً! چطور اینکه شما به رجل شجاع اعتباراً لباس اسدیت می‌پوشانید و اعتباراً این رجل شجاع را تبدیل به اسد می‌کنید، عقل هم همین‌طور است و در مورد اعتباریات هم همین‌طور است. این مفهومی و نفس‌الأمر می‌شود. منظور از نفس‌الأمر این است یعنی واقع خارج است.

/ 380