اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

تحلیل جایگاه ذهن در انتزاع مفاهیم عدمی و مستحیلات

14٬004
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

15
  • وَ مِن حَیثُ إنَّها عُنوانٌ لِأمورٍ باطِلةٍ تَصیرُ مَنشأً لِامتناعِ الحُکمِ عَلیها.

  • از حیث اینکه اینها عنوان برای امور باطله هستند اینها منشأ می‌شوند که شما حکم بر اینها را امتناع کنید یعنی از حیث اینکه اینها یک جنبۀ مابإزاء خارجی دارند عنوان برای امر معدوم خارجی هستند: لا یُخبر عنه. از حیث اینکه اینها امور ذهنی هستند، می‌شود موضوع برای مبتداء واقع بشوند و شما از آنها خبر بدهید و بگویید که من عدم زید را احساس می‌کنم. چطور شما عدم زید را احساس می‌کنید؟! یک وقت شما می‌گویید که نمی‌شود از عدم زید خبر داد، درست است به‌خاطر اینکه عدم زید مابإزاء خارجی ندارد تا بشود از او خبر داد یا از او خبر نداد! عدم زید عدم است منتها عدم مطلق نیست، عدمی است که متعلق به امر جزئی است فرقی نمی‌کند. از نقطه‌نظر اینکه هویت و ماهیت ندارد چه عدم مطلق و چه عدم زید بگویید هردو یکی است. اما می‌بینیم که نه! الآن خیلی از اخباری که در بین مردم و کوچه و بازار متداول است اینها مسائل عدمی است! [می‌گویید که] آقا چرا زید نیامد؟ حالا که نیامد پدرش را درمی‌آورم و می‌دانم با او چه‌کار کنم! اینکه می‌گویید: حالا که نیامد، آیا زید را تصور کردید و می‌گویید: حالا که زید نیامد، یا عدم زید را تصور کردید؟! عدم و نیامدن او را تصور کردید، نیامدن که امر خارجی نیست! خیلی از قضایایی که در خارج داریم این قضایا، قضایای عدمی است یعنی عدم حکم به اخبار می‌دهد و عقل می‌آید ترتب‌اثر می‌دهد و اثر مترتب می‌کند و قضایا حمل می‌کند! این به‌لحاظ همان کیفیتی است که در ذهن وجود پیدا می‌کند. چون در ذهن وجود پیدا می‌کند عقل می‌آید به او ترتیب‌اثر می‌دهد. عدم زید را کأنّ وجود می‌داند، وجودٌ منتها کیفیةٌ خاصٌ مِن الوجود عدم را. منظور مرحوم آخوند در اینجا این است.

/ 260