اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

تحلیل جایگاه ذهن در انتزاع مفاهیم عدمی و مستحیلات

14٬004
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مسائل دقیق فلسفی، یعنی نحوه علم انسان به امور معدوم و ممتنع می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در میان جدلیین درباره استلزام محال از محال آغاز می‌شود و استاد با تبیین دقیق جایگاه «علاقه لزومیه» در قضایا، مغالطه بودن استدلال‌های بی‌ارتباط را روشن می‌سازند. در ادامه، محور اصلی بحث یعنی چگونگی تصور «عدم» و «معدومات» در ذهن مطرح می‌شود. استاد با تفکیک میان حیثیت مفهومی و حیثیت مصداقی، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با بهره‌گیری از وجودات ذهنی، به مفاهیم عدمی لباس وجود می‌پوشاند و آن‌ها را به عنوان موضوع برای قضایا قرار می‌دهد. این تبیین، راهگشای حل شبهات مشهوری همچون «العدم المطلق لا یخبر عنه» است و نشان می‌دهد که چگونه عقل با حفظ حیثیت آلی و استقلالی، می‌تواند از امور معدوم نیز خبر دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت علم به امور معدوم و ممتنع

12
  • فَنقولُ المَعدومُ لا یَخلو إمّا أن یَکونَ بَسیطاً و إمّا أن یَکونُ مُرکباً فإن کانَ بَسیطاً مِثل عَدمِ ضِد الله تَعالى و عَدمِ شَریکهِ و عَدمِ مِثلهِ و غَیرِ ذلکَ فَذلکَ إنَّما یُعقَل لِأجلِ تَشبیههِ بِأمرٍ موجودٍ.

  • جوابش این است که هر امر عدمی یا بسیط است یا مرکب است. اگر بسیط باشد مثل عدم ضد الله تعالی، عدم شریک الباری، عدم مثلیت برای خدا، عدم سبب و غیر ذلک. چون ما امر موجودش را درنظر می‌گیریم فرض کنید خود همان الله را درنظر می‌گیریم و یک امر ضدی را هم مثل سواد و بیاض و امثال‌ذلک درنظر می‌گیریم و می‌گوییم که این خدا ضد ندارد یا خود الله را درنظر می‌گیریم بعد شریک الباری که مانند اوست را نفی می‌کنیم یا الله را درنظر می‌گیریم که سبب است و سببی را که برای خدا بار بشود نفی می‌کنیم. از هر امر عدمی‌ای، آن امر وجودی را درنظر می‌گیریم و او را تشبیه به وجود می‌کنیم همان‌طوری‌که برای وجود حساب باز می‌کنیم آن‌وقت برای این امر عدمی هم حساب باز می‌کنیم و چون امر وجودی برای ما معلوم است پس امر عدمی هم برای ما به‌لحاظ تشبیه به وجود، آن‌هم معلوم می‌شود.

  • مِثل أن یُقالَ لَیسَ لَهُ تَعالىٰ شَی‌ءٌ نِسبتهُ إلیهِ نِسبةُ السَّواد إلى البَیاضِ و لا لَهُ ما نِسبتهُ إلیهِ نِسبةُ المُندرجِ مَعَ آخَرَ تَحتَ نوعٍ أو جِنسٍ فَلَو لا مَعرفة المُضادةِ أو المُماثلةِ أو المُجانسةِ بَینَ أمورٍ وجودیةٍ لاستحالَ الحُکمُ بِأنَّ لَیسَ لله تَعالى ضِدٌّ أو مُماثلٌ أو مُجانس أو ما یَجری مَجراها مِنَ المَحالاتِ عَلیهِ

  • مثل [اینکه گفته بشود] برای خدا شیئی نیست که نسبت این شیء با خدا نسبت سواد به بیاض است. بنابراین از تشبیه به سواد و بیاض و لحاظ سواد و بیاض ما ضدیت را هم از خدا برداشتیم؛ خدا ضد ندارد. هیچ چیزی برای خدا نیست که نسبتش با خدا نسبت مندرج با یک امر و وجود دیگری در تحت نوع است که مثلیت باشد یا در جنسیت شریک در همان جنسیت باشد. اگر معرفت مضاده یا مماثله یا مجانسه بین امور وجودیه نبود، نمی‌توانستیم حکم کنیم به اینکه برای خدا ضد یا مماثل یا مجانس نیست یعنی هردو هم‌جنس نیستند. خب این قسم اول است که معدوم ما بسیط باشد.

/