اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ناتوانی عقل در درک حقیقت واجب و ممتنع بالذات

بررسی جایگاه صفات سلبی در شناخت ذات پروردگار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عدمی در فلسفه و الهیات می‌پردازند. بحث با بررسی امکان استعدادی و کیفیت مزاجی آغاز شده و سپس به یکی از مباحث کلیدی فلسفی، یعنی احکام ممتنع بالذات، منتقل می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که شناخت صفات سلبی پروردگار، برای درک صحیح ذات حق و تنزیه او از محدودیت‌ها و نقایص، امری ضروری است. در ادامه، این نکته مطرح می‌شود که همان‌گونه که عقل به دلیل شدت نوریه و اطلاق وجودی، قادر به درک کنه ذات واجب نیست، به دلیل بطلان محض و لا‌شیئیت، توان تصور حقیقت ممتنع بالذات را نیز ندارد. در نهایت، استاد توضیح می‌دهند که احکام مربوط به ممتنع بالذات، نه از طریق ادراک مستقیم، بلکه به‌صورت عرضی و استتباعی و برای اثبات صفات ثبوتیه و کمالات الهی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

ناتوانی عقل در درک حقیقت واجب و ممتنع بالذات

7
  • مسئلۀ دیگری که باز در اینجا مورد نظر مرحوم آخوند هست این است که این وجودات ما همۀ اینها وجودات امکانی هستند و آن وجود پروردگار وجود فعلی است و چطور ممکن است وجود امکانی به آن وجود فعلی برسد؟! جهتش هم روشن است. چون امکان به ماهیت برمی‌گردد و ماهیت در ظلّ وجود، وجود پیدا می‌کند. بنابراین این ماهیت بالنسبه به آن وجود فعلی معلول می‌شود که آن وجود فعلی وجود علت است و هیچ‌وقت آن از فعلیت خود دست برنمی‌دارد و آن از امکان خود دست برنمی‌دارد. پس دائماً این در ذات خودش فقر است و او در ذات خودش غناء است و بین فقر و غناء و بینهما بُعدَ المشرقین. این‌هم یکی از جهاتی است که انسان نمی‌تواند به حقیقت و کنه وجود غنی بالذات دسترسی پیدا کند. البته مسائل اینها گذشت و خواهد آمد و مرحوم آخوند فقط به‌نحو اشاره می‌فرمایند.

  • عدم دسترسی انسان به معنای امتناع!

  • همین‌طور ایشان می‌فرمایند که به امتناع هم نمی‌توانیم دسترسی پیدا کنیم! ممتنع چیست؟! تا حالا فکر کردیم که معنای عدم و تفکر در عدم چیست؟ اگر فقط بخواهیم عدم را لحاظ بکنیم می‌توانیم یک جنبۀ نسبی تا حدودی نسبت به او ادراک پیدا بکنیم. فرض کنیم الآن زید در اینجا هست و عدم را نبود این تصور می‌کنیم و می‌گوییم که چون الآن نیست پس الآن عدم را تصور کردیم. اگر این زیدی که الآن در اینجا هست از این در خارج بشود چون شما جای خالی زید را در اینجا می‌بینید پس در اینجا تصور عدم می‌کنید درحالی‌که در اینجا عدم چیزی نیست! در اینجا فرش هست و فرش که عدم نیست! اگر زید بیاید خب زید وجود است که آمده است اما اگر زید خارج بشود چیزی جای زید نیامده است. در این جای زید که رفت یک مقدری هوا آمد چون الآن زید در اینجا یک مقدار هوا را گرفته است می‌گویند که آقا برو کنار بگذار باد بیاید! این‌هم همین‌طور است در اینجا آمده و فرض کنید هوا را گرفته است. آن‌وقت این موجب می‌شود این مقدار از اکسیژن این اطاق به‌اندازۀ ... حالا هرچقدر طول و عرض و عمق را درنظر بگیریم، گرفته می‌شود. وقتی که این از این در خارج بشود، خلأ هم که محال است پس به‌جای این یک مقداری اکسیژن و هوا از آن در می‌آید و جای او را می‌گیرد و جای او را پر می‌کند. پس الآن جای زید هوا هست و عدم نیست.