
تحلیل امکان ذاتی و امکان استعدادی
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود و کیفیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای میان امکان ذاتی و امکان استعدادی میپردازند. بحث با بررسی اتصاف ماهیت به امکان ذاتی آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت بهلحاظ استواء طرفین نسبت به وجود و عدم، موضوع برای امکان ذاتی است. در ادامه، دیدگاههای مختلف پیرامون امکان استعدادی و نسبت آن با مستعد و استعداد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با نقد دیدگاههایی که امکان استعدادی را صرفاً یک امر اعتباری یا مجازی میدانند، به تحلیل کیفیت انتساب ماهیت به وجود و تفاوت میان وجود تبعی و وجود اعتباری میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که امکان استعدادی نه یک امر مجزا و بیارتباط، بلکه دارای اشتراک معنوی با امکان ذاتی است و هر دو به مفهوم تساوی طرفین بازمیگردند که در مصادیق مختلف، از جمله کیفیتهای مزاجی خارجی، جاری میشود.
تحلیل امکان ذاتی و امکان استعدادی
3علت اشتراک لفظی داشتن امکان استعدادی و امکان ذاتی
بنابراین روی این جهت دیگر نسبت بین امکان استعدادی و امکان ذاتی، نسبت اشتراک لفظی است. چرا اشتراک لفظی است؟ به جهت اینکه در امکان ذاتی موضوع و متصف ما نفس ماهیت است، آن نفس ماهیتی که هیچ دخلی به وجود ندارد و در وعاء خودش نسبت به وجود و عدم متساوی الطرفین است. در اینجا موضوع و محل ما برای امکان استعدادی عبارت از همان وجود خارجی است و کم فرقٌ بین الوجود الخارجی و بین الماهیة المعراة عن الوجود؟! این امکان استعدادی الآن به نفس این وجود خارجی تعلق میگیرد و آن امکان ذاتی به ماهیت تعلق میگیرد و چه ارتباطی بین وجود و ماهیت هست؟! و حتی اگر شما بگویید که ارتباط عبارت از همان ماهیت منتها به وجود تبعی است، در جواب میگوییم که بنا بر مبنای مرحوم آخوند حتی ماهیت به وجود تبعی هم موجود نمیشود بلکه وجود ماهیت صرفاً وجود اعتباری و مجازی است و بین وجود تبعی و وجود ظلی و وجود اعتباری و مجازی فرق هست.
در [قسم] دوم نحوهای از وجود در خارج محقق است اما در قسم سوم که وجود وجود اعتباری باشد، اصلاً عدم محض حاکم است؛ ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾.1 بنابراین بنا بر این قول هیچ نوع تلایم و هیچگونه انتساب و تعلقی بین امکان ذاتی و امکان استعدادی نمیتواند مطرح باشد و اما علت اینکه چرا قوم این امکان استعدادی را برای آن ماهیت خارجی درنظر گرفتهاند و بین امکان استعدادی و مستعد و استعداد قائل به وحدت شدهاند، این مطلب برای بعد میماند.
بالجمله و فیالجمله اشارهای که میشود این است: إنشاءالله بعداً در بحث قوه و فعل در میگوییم که صرف امکان ذاتی برای وجود حوادث، صرف امکان ذاتی برای تحقق حوادث کونیه که مشمول قاعده و قانون کون و فساد هستند کفایت نمیکند چون اگر قرار بر این باشد که موجودات مادی که تعلق صورت و جسم باید بر ماده باشد، بخواهند مسبوق به ماده باشند، اضافۀ بر امکان ذاتی باید دارای امکان استعدادی هم باشند والاّ لازم میآید که نفس حوادث کونیه، قدیم زمانی باشند چون صرف امکان ذاتی برای استجلاب فیض از وجود فیاض کفایت میکند و چون فیض از وجود فیاض مستدام است بنابراین این حوادث کونیه با فرض حادث کونی بودن و با فرض مسبوقیت به ماده داشتن، حکم به قِدم زمانی بر آنها میشود که اغلب مستحیل است!
- . سوره نور (٢٤) آیه ٣٩. الله شناسی، ج 2، ص 18:
«همچون آبنما و سرابى مىباشد که در زمین هموارى قرار دارد بهطورىکه شخص تشنهکام آن را آب گمان مىنماید.»
- . سوره نور (٢٤) آیه ٣٩. الله شناسی، ج 2، ص 18:
