اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی

تحلیل نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و استعداد تحول

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های میان امکان ذاتی و امکان استعدادی می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت امکان استعدادی به عنوان یک کیفیت خارجی و حالت تهیؤ در موجودات آغاز می‌شود. استاد با تفکیک میان امکان ذاتی که وصف ماهیت است و امکان استعدادی که وصف عین خارجی است، به نقد دیدگاه‌هایی می‌پردازند که این دو را از باب اشتراک لفظی می‌دانند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی اتصاف موضوعات به امکان استعدادی و نقش شرایط زمانی و مکانی در تحقق استعدادها می‌رسد. این جلسه با تبیین این نکته به پایان می‌رسد که اوصافی نظیر شدت و ضعف، تنها به مستعد و وجود خارجی تعلق می‌گیرند و امکان استعدادی در واقع وصفی به حال متعلق است که به واسطه رابطه میان موضوع فعلی و مآلِ آن، به موضوع نسبت داده می‌شود.

تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی

3
  • شکی نیست بر اینکه شدت و ضعف از خصوصیات نفس آن تعین خارجی است و شدت و ضعف به امر عدمی تعلق نمی‌گیرد و یا سایر امتیازاتی که ایشان در اینجا شمرده‌اند و فرق بین امکان استعدادی و امکان ذاتی را بیان کرده‌اند تمام اینها به همان استعداد خارجی و به عبارت دیگر به آن مستعد است؛ یعنی نطفه چون دارای حالت تهیؤ است از این نقطه‌نظر به نطفه مستعد می‌گوییم یعنی استعداد دارد. استعداد چه چیزی را دارد؟! استعداد چه مرتبه‌ای را دارد؟! استعداد وصول به انسانیت را دارد.

  • بنابراین این جهت امکان که امکان داشتن و حالت منتظره را در این مفهوم تزریق کردن است، این حالت منتظره آیا برای انسان است یا برای نطفه است؟! خود نطفه الآن فی‌حدّنفسه جنبۀ فعلیت دارد و حالت منتظره ندارد. آنچه که حالت منتظره دارد انسان است که هنوز وجود پیدا نکرده است. پس این نطفه از نقطه‌نظر فعلیتی که دارد هذه نُطفةٌ و تصدقُ عَلیها المَنَویة و از جهت اینکه قابلیت دارد برای اینکه انسان بشود مُستعدٌ لِلإنسانیّة. پس امکان در کجای این مسئله الآن وصف برای موضوع است؟! خود این نطفه مستعدٌ، امکانِ استعداد که ندارد. آیا استعداد نطفه برای انسانیت فعلی است یا این‌هم بالقوه است؟! این دیگر فعلی است و دیگر بالقوۀ نیست، داریم می‌بینیم ولی انسانی را در اینجا مشاهده نمی‌کنیم الاّ اینکه به‌واسطۀ حرکت جوهری این بذر در آن بستر مناسب به آن حرکت جوهری به انسانیت برسد. پس انسانیت برای نطفه امکان دارد نه‌اینکه نطفه برای انسانیت امکان دارد. نطفه برای انسانیت بالفعل استعداد دارد ولی انسان برای نطفه امکان دارد به‌واسطۀ استعدادی که دارد.

  • روی این جهت امکان دیگر وصف برای نطفه است اما نه وصف برای نطفه مِن حیثُ هی هی بلکه وصف به حال متعلق است یعنی چون این انسانیت مآل برای این نطفه است و بین آن انسانیت و این نطفه تعلق و رابطه وجود دارد، از این نقطه‌نظر این اتصاف نطفه به امکان، اتصاف به حال متعلق این نطفه است؛ به حال آن چیزی که نطفه به او می‌رسد، به حال آن چیزی که این موضوع به‌سمت او در حرکت است و به حال آن چیزی که این موضوع در آینده او خواهد شد. ما وصف برای آن موضوع را آمدیم وصف برای این موضوع فعلی قرار دادیم.