
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
تحلیل ماهیت وجودی و نسبت آن با استعدادهای انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو مفهوم «امکان ذاتی» و «امکان استعدادی» میپردازند. بحث با بررسی چالشهای اشتراک لفظی و معنوی در اطلاق واژه امکان آغاز شده و با تحلیل دقیق تفاوت میان مجاز و حقیقت در توسعه معانی ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان ماهیت و وجود، توضیح میدهند که چگونه امکان ذاتی به ماهیت اشیاء بازمیگردد و همواره با آنها همراه است، در حالی که امکان استعدادی به کیفیت وجودی و ظرفیتهای فعلی یک موجود در خارج تعلق میگیرد. این جلسه با هدف رفع ابهام از نسبت میان این دو مفهوم و پاسخ به پرسشهای پیرامون نحوه اطلاق این واژگان بر مصادیق مختلف، از جمله صیغههای امر و تفاوتهای ماهوی موجودات، به بررسی دقیق مبانی فلسفی میپردازد تا مخاطب بتواند مرز میان قابلیتهای ذاتی و استعدادهای اکتسابی را در نظام هستی بازشناسد.
تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
3استاد: ببینید هر مصداقی از نقطهنظر تحقق خارجی باید در تحت طبیعت کلیه خودش باشد و معنا ندارد که ما بگوییم که بدون تصرف در آن ماهیت اسدیت «انسان» که دارای ماهیت حیوان و ناطق هست در آن توسعه مشمول باشد. این رجل شجاع علیٰکلّحال إنسانٌ و این انسانیتش که عبارت از حیوان ناطق است هیچوقت زایل شدنی نیست، هرچه شما آن ماهیت اسدیت را توسعه دهید دوباره شامل این ماهیت حیوان و ناطق نخواهد شد. بنابراین در اینجا چه میکنیم؟! بهتر است معنای توسعه را اینطور تفسیر کنیم: «خلق ماهیت جدید».
فرق بین مجاز و حقیقت در توسعه
یک وقت شما یک ماهیت را تصور میکنید و یک بخش از انسان را میبینید، میبینید که منبابمثال انسانی الآن به این شکل و به این قیافه وجود دارد. با او صحبت میکنید و با خصوصیاتش حرف میزنید و میبینید که او صحبت میکند لذا میگویید که این انسان است؛ انسانی که در سن سیسالگی است و تکلم میکند و امثالذلک. حالا ما کاری به رنگ و نوع و نژادش نداریم؛ بعضی انسانها رنگشان سفید است، بعضی رنگ نژادشان زرد است، رنگ نژادشان هرچه میخواهد باشد به آن کاری نداریم بلکه ما به آن لحاظ تکلم کار داریم و بعد همین انسان را لحاظ میکنید فرض کنید یک طفل که هنوز زبان درنیاورده است و نمیتواند صحبت کند لذا اختلاف، اختلاف فاحش است یعنی حیوانیت در این طفل الآن محفوظ است ولی طفل یکساله که نمیتواند صحبت کند لذا او در اینجا جنبۀ حیوانیت را دارد ولی جنبۀ ناطقیت را ندارد. چرا شما به این طفل هم انسان میگویید بااینکه این انسان را شما در انسان سیسالگی تصور کردید؟! یعنی شما ماهیت حیوان ناطق را برای انسان در سن سیسالگی وضع کردید اما طفل رضیعی که الآن در سن یکسالگی است شما نمیتوانید در اینجا آن ناطقیت را لحاظ کنید، فقط «اَ،اُ» میگوید، گربه هم «اَ،اُ» میگوید، با «اَ،اُ» کردن که شما نمیتوانید به این طفل بگویید که مشمول ناطقیت است. خصوصیتی را در اینجا ملاحظه میکنید که بهلحاظ آن خصوصیت ناطقیت را نسبت به همین طفل رضیع توسعه میدهید.
