
مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات
تحلیل تفاوت ماهیت و وجود در مبدعات و مادیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و تفاوتهای بنیادین میان مبدعات و مادیات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت و جنس و فصل آغاز شده و با بررسی چگونگی انحصار هر نوع از مبدعات در فرد خود ادامه مییابد. استاد در ادامه با بهرهگیری از مثالهای روشن، به تبیین کیفیت اشتداد وجودی در عالم ملائکه و عقول پرداخته و مفهوم صادر اول و عالم عماء را بازخوانی میکنند. در بخش پایانی، ضمن تفکیک میان حرکت در ذات و حرکت در آثار، به پرسشهای پیرامون امکان استعدادی و ذاتی پاسخ داده شده و بر این نکته تأکید میشود که کمال و فعلیت در مراتب وجودی، مستلزم تغییر در ذات پروردگار نیست، بلکه تجلیات و ظهورات در اعیان ثابته است که در مسیر بینهایتِ کمال در حرکتاند.
مراتب تجرد و اشتداد وجودی در ممکنات
5عدم ادراک شخص فانى از مرتبۀ فناء
اگر آن نور سیاه بیاید و بر همۀ شوائب نفس غلبه کند دیگر در آنجا رؤیتى نیست. لذا مىگویند که شخص فانى هیچ ادراکى از مرتبۀ فناء ندارد مگر ابهام! مگر یک جهت ابهام. همین ادراک وجودى در نفس که مسئلهاى بوده است؛ این مرتبه است. بنابراین تمام مراتب عالم وجود و همۀ تعینات براساس کیفت خاص هستند. حالا ما از آن کیفیت خاص تعبیر به مابهالاِشتراک مىکنیم. یعنى با عبارتى دیگر، گرچه جنس در اینجا به ماهیت برمىگردد و وجود خارج از ماهیت هست منتها ما براى تقریب ذهن از این مرتبه تعبیر به مابهالاِشتراک مىکنیم و خصوصیات ذاتى هرکدام را تعبیر به جنسیت و فصلیت مىکنیم. این مسئله عین ثابت را تشکیل مىدهد.
بیان تعریف جامع از عین ثابت
پس عین ثابت و ذات هر وجودى عبارت از آن حصۀ وجودى او در ارتباط با آن مبدأ از نقطهنظر شدت و ضعف است. این یک تعریف جامع مىتواند باشد. حالا این عین ثابتى که الآن در ذات هست آیا این عین ثابت همینطورى ساکن و راکد و بدون هیچگونه تحرک و فعلیت یا بدون فعلیت متعاقبه باقى مىماند که هیچ کمالى دیگر بر این متصور نیست؟! مثل شخصى که در یک مرتبه از علم یک مقدار معلوماتى کسب کند و بعد دیگر بیش از آن نتواند معلوماتى کسب کند!
اکتساب علوم توسط نفس، نه مغز
مثل اینکه این امروزیها مىگویند که اطلاعات انسان براساس سلولهای مغزى است که خیلى اشتباه مىفرمایند! تقریباً مىگویند که ما سیزده میلیارد سلول مغزى داریم که هرکدام از اینها حامل یک مقدار از اطلاعاتى است که این به مغز منتقل مىشود درحالىکه اشتباه است! آنچه که کسب مىکند، نفس است و نفس هم مجرد است و انتهاء ندارد و تمام اینها وسائط هستند! مىگویند که وقتى که انسان به این مرتبه برسد که سلولهای مغزى او دیگر از اطلاعات پر شده باشد و دیگر نمىشود شخص اضافۀ بر آن اطلاعى پیدا بکند و کسب بکند، دیگر ظرفیت اطلاع او تکمیل مىشود! وقتى اطلاعات او به این سیزده میلیارد رسید دیگر بالاتر از او چیزى وجود ندارد! آیا به این نحو است یااینکه نه، دائماً این وجود در حال حرکت و فعلیت و کمال است منتها آیا از آن رتبه و مرتبۀ خودش هم پا فراتر مىگذارد یااینکه نه، در همان رتبۀ خودش لا انتهاء است؟! نمىتوانیم بگوییم که آن عین ثابت وقتى که در همان مرتبۀ وجودى هست اضافۀ بر آن رتبهاى که هست بخواهد حرکت بکند! در همان رتبهاى که هست و در همان مقدار از حصهاى که از اسماء و صفات الآن وجود این شکلبندى و تصویر شد و به اسم «المُصوّر» به این نحوه از وجود درآمد، در آن مرتبه سیر آن لا یتناهیٰ است. این همان استعداد و فعلیت و قوۀ فعلیتى مىشود که ما برای این مرتبه قائل هستیم. خب این از این ناحیه.
