
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
تحلیل حرکت جوهری و تجلی کمالات الهی در ماسویالله
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه امکان استعدادی در عالم ماده و تفاوت آن با امکان ذاتی در مجردات میپردازند. بحث با بررسی قانون قوه و فعل آغاز شده و این نکته تبیین میشود که چگونه تمام موجودات، اعم از مجردات و مادیات، در سیری استکمالی به سوی فعلیتهای بالاتر در حرکت هستند. در ادامه، با استناد به مبانی حکمت متعالیه، نسبت میان حدوث زمانی و حدوث ذاتی اشیاء بررسی شده و این حقیقت روشن میشود که هرچه از منبع هستی دورتر شویم، مراتب ضعف و امکان شدت مییابد. بخش پایانی جلسه به تبیین معنای ابتهاج ذات در خداوند و چگونگی بروز کمالات الهی در مظاهر هستی، بهویژه در واقعه عاشورا، اختصاص دارد تا نشان دهد چگونه کثرات عالم، جلوهگاه وحدت و کمالات بیپایان الهی هستند.
تبیین مراتب وجود و امکان استعدادی
18تلمیذ: خب این در عمر بن سعد هم هست! هم به امام حسین علیهالسّلام عشق داریم و گریه میکنیم و هم میگوید که او را بکشید.
استاد: نه، بیخود میگوید! دروغ میگوید عشق ندارد! پدرسوخته کجا عشق دارد؟! این مسئلۀ سیدالشهداء علیهالسّلام، اجتماع بین این اعضا در مرحلۀ اتم آن است که اصلاً دیگر ... واقعاً در اینجا ما به فهم ناقص خودمان نگاه میکنیم میبینیم اصلاً دیگر نمیشود بالاتری تصور کرد! مثلاً بگوییم که میشود خدا یک خلقی هم درست کند که از مقام سیدالشهدا بالاتر برود، نمیشود! یعنی بالاتر همین بود که انجام داد، همینکه در اینجا انجام شد! البته همۀ اینها فهم ما است حالا واقع چیست، نمیدانیم! ما بر طبق مقایسات خودمان و بر طبق فهم خودمان کارهای آنها را میسنجیم.
اینها یک مطالبی است که وقتی انسان گاهی به آن میرسد میبیند که اصلاً با تمام ذهنیات قبلش بهطورکلی تفاوت دارد. در تصورات بعدی، میبیند که اصلاً تصورات قبلی راه ندارد و یک نحو دیگر بوده است. هرچه هم عالی باشد چون حال عوض میشود اصلاً کل زیر بنا تغییر پیدا میکند! فرض کنید که الآن تصوری از گرسنگی دارید، خب حالا نمیدانم چه موقع نهار خوردید الآن لابد دیگر با این چرت و پرتهای ما ـ استغفرالله! آنچه که مربوط به جنبۀ خودمان و مرتبۀ بُعد و نقص و ضعف خودمان است ـ گرسنه شدهاید! إنشاءالله در منزل میروید و میبینید که حلائل جلائل برای شما سفرهها انداختهاند ﴿وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ﴾!1 الآن این حالت گرسنگی و اینها که دارید، این یک تصور واقعی است یعنی الآن واقعاً این حال را در خودتان میبینید. حالا اگر آمدید و غذا خوردید و کاملاً اشباع شدید، آیا میتوانید حالت گرسنگی خودتان را در لحظۀ اشباع درنظر بیاورید؟! دیگر نمیتوانید. مگر اینکه دوباره برگردید و کاملاً گرسنه بشوید تااینکه به آن برسید. مسائل و ادراکاتی که میکنیم از همین قبیل است. ما الآن در یک حال و وضعیتی هستیم که مدرکات و تصورات خودمان براساس آن حالات است و وقتی که آن حالات تبدیل پیدا کند، اصلاً بهطورکلی خصوصیات عالم عوض میشود و اعتبارات عوض میشود و حقایق تبدیل به اعتبارات میشوند؛ حقایقی که قبلاً اینها را حقایق میدانستیم، تمام اینها اصلاً بهطورکلی وضعیت دیگری پیدا میکنند!
- . سوره زخرف (43) آیه 71. شرح فقراتی از دعای افتتاح، ص 216:
«در بهشت آنچه را که نفسها مىخواهند و اشتها داشته باشند.»
- . سوره زخرف (43) آیه 71. شرح فقراتی از دعای افتتاح، ص 216:
