
امکان ذاتی و استعداد در حوادث زمانی
تحلیل تفاوت تحقق مبدعات و موجودات مادی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا پیرامون نحوه فیضان وجود بر ممکنات میپردازند. بحث اصلی حول این محور است که چرا در مبدعات و مجردات، صرفِ امکان ذاتی برای تحقق و استجلاب فیض الهی کفایت میکند، اما در حوادث زمانی و مادی، علاوه بر امکان ذاتی، نیاز به امکان استعدادی و شرایط خاص زمانی است. در ادامه، این مسئله با رویکردی انتقادی نسبت به پاسخ مرحوم علامه طباطبائی به هانری کربن درباره تقدم روح بر جسم بررسی میشود. استاد با نقد نگاه محدود به روایات، بر ضرورت درک صحیح از علم عنائی حق و وجود مجتمع اشیاء در وعاء دهر تأکید میکنند. در نهایت، تبیین میشود که تدریجیبودن حوادث مادی به نقصان ذاتیِ خودِ ماده بازمیگردد، نه به تعدد ارادههای الهی؛ چرا که اراده حق در خلقت، واحد و دفعی است و ظهورات آن در عوالم مختلف متفاوت است.
امکان ذاتی و استعداد در حوادث زمانی
3انواع ممکنات در کلام مرحوم آخوند
مطلب دیگری که باید در اینجا به او توجه کرد و مرحوم آخوند نسبت به این مسئله نظر دارند این است که ایشان میفرمایند: ما دو نوع ممکنات داریم؛ یک ممکناتی داریم که نفس امکان ذاتی که همان مابهالاِشتراک ماهیت مابهالاِشتراک بین مجردات و مادیات است، برای تحقق خارجی و استجلاب فیض کفایت میکند مثل مبدعات، صور نوریه، عقول، عالم ملائکه، عالم لوح، قلم، نفوس و نفوس مجرده است چون اینها احتیاج و نیاز به ماده ندارند و وجود اینها وجود مادی نیست بلکه وجود اینها وجود مجرد است و در وجود مجرد زمان و مکان دخالت ندارد، شرایط ماده که تدرج الحصول است در آنجا تحقق ندارد!
مستحیل بودن تحقق یک امر متدرج الحصول در آنِ واحد در مادیات
بنابراین روی این اصل، ماهیت آنها که ملازم با امکان ذاتی است برای تحقق خارجی آنها کفایت میکند اما در مورد ماده و مادیات به جهت اینکه نیاز و احتیاج به زمان و مکان دارند تحقق یک امر متدرج الحصول در آنِ واحد عقلاً مستحیل است! یعنی یک مسئله که حصول آن حصول تدریجی باشد [مثلاً] یک بذر سیب و تفاح را داخل زمین قرار بدهید و در آن ماء و مواد معدّۀ برای رشد و نمو مهیا کنید، خب کمکم این ماده باید بهواسطۀ حرکت جوهری که در آن پیدا میشود تبدّل صور مادی پیدا کند تااینکه به آن سیب و آن میوه و ثمرۀ مطلوبه برسد. این اختلاف صور و امتداد زمانی که بین کاشتن بذر و به ثمر رسیدن تفاح است ممکن است یک سال یا دو سال طول بکشد، حالا این بذر و آن ثمره در آنِ واحد محقق بشود؛ یعنی اجتماع بین بذر و ثمره در آنِ واحد بشود، آنوقت این مستحیل میشود؛ یعنی باید این زمان طی بشود تااینکه بخواهد به او برسد. این مسئله صحیح است؛ یعنی اجتماع بذر و ثمره در آنِ واحد مستحیل است چون با فرض وجود بذر الآن ماهیت بذریت بر این حاکم است و ماهیت ثمریت بر آن حاکم است و این دو ماهیت مختلف هستند وَ بَینهما مُتوسطاةٌ!
