
تحلیل کیفیت ارتباط میان حادث و قدیم در نظام هستی
تبیین سنخیت میان علت و معلول در امکان استعدادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و مبدأ قدیم هستی میپردازند. بحث با بررسی تفاوت تحقق اجمالی و تفصیلی اعیان اشیاء در علم ربوبی آغاز شده و با تحلیل جایگاه قوابل و علل معدّه در تحقق خارجی موجودات ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان عالم مجردات و عالم ماده، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه با وجود اراده واحد الهی، نظام علیت و تدرج در عالم ماده معنا پیدا میکند. در ادامه، ماهیت معلوم بالذات و بالعرض و چگونگی اشراف بر حقایق عالم در قالب کتاب مبین تبیین میشود. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون طیالزمان و امکان مشاهده حقایق غیبی، این نکته روشن میگردد که محدودیتهای زمانی، حجابهای ادراکی ما هستند و نه نقص در نظام خلقت، و تمامی این مراتب در عین کثرت، تحت اراده واحده الهی محقق شدهاند.
تحلیل کیفیت ارتباط میان حادث و قدیم در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و مبدأ قدیم هستی میپردازند. بحث با بررسی تفاوت تحقق اجمالی و تفصیلی اعیان اشیاء در علم ربوبی آغاز شده و با تحلیل جایگاه قوابل و علل معدّه در تحقق خارجی موجودات ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان عالم مجردات و عالم ماده، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه با وجود اراده واحد الهی، نظام علیت و تدرج در عالم ماده معنا پیدا میکند. در ادامه، ماهیت معلوم بالذات و بالعرض و چگونگی اشراف بر حقایق عالم در قالب کتاب مبین تبیین میشود. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون طیالزمان و امکان مشاهده حقایق غیبی، این نکته روشن میگردد که محدودیتهای زمانی، حجابهای ادراکی ما هستند و نه نقص در نظام خلقت، و تمامی این مراتب در عین کثرت، تحت اراده واحده الهی محقق شدهاند.
تحلیل کیفیت ارتباط میان حادث و قدیم در نظام هستی
22مورد دوم این است که مسئله حتمی است انجام میشود منتها از باب ابلاغ و از باب اینکه میگویند که نگفتی و این حرفها ...
تلمیذ: شاید تأثیر ندارد.
استاد: همه آیات قرآن هم همین است، بالأخره طرف یا انجام میدهد یا انجام نمیدهد، بحث تأثیر نیست، بحث فقط تنذیر و اتمام حجت است
تلمیذ: نمیشود که.
استاد: چرا نمیشود؟
تلمیذ: اصلاً واقع نمیشود چون که متوجه شد که میشود از قضاء هم میشود.
استاد: خب گفتنش هم جزو تکلیف است.
تلمیذ: همه چیز در عالم تفصیل وجود دارد.
استاد: این آقا که میخواهد انجام دهد با اطلاع انجام دهد بهتر است یا بدون اطلاع انجام بدهد؟
تلمیذ: چه تأثیری دارد؟
استاد: تأثیرش همین است که فردای روز قیامت نگوید که آقا به من نگفتی!
تلمیذ: حالا هم گفتید، من نتوانستم انجام دهم!
استاد: آن یک بحث دیگر است آن بحث جبر است آن را پیش نکشید. میخواهید اشکال راجع به کلام ولیّ خدا کنید یا راجع به کار؟ آن بحث جبر است. با اختیارت انجام دادی چشمت درآید!
تلمیذ: بله درست است، ولیّ خدا کارش تمام شد و سبک شد اما آن بیچاره کارش سنگین شد!
استاد: نه فرق نمیکند! دیگر بین ولیّ خدا و آن بیچاره فرقی نمیکند! باید هم به ولیّ خدا بگوییم که محکوم به جبر است که آنهم بالأخره در تحت سلسلۀ علل است باید این حرف را بزند، چرا فقط نسبت به او اختیار را سلب میکنید؟! نه دیگر! اگر قرار به جبری هستیم همه یکی هستیم یعنی تمام عالم از پیغمبر جبری است، امام هم جبری است ولیّ هم جبری است، همۀ اینها هستند که ما اینطور نیستیم یعنی مسئلۀ اختیار نظامی است که خدا برایناساس خلق کرده است، حالا با اختیار این عمل را انجام میدهد این عمل ثبت است! از آنطرف تکلیف ولیّ خدا هم باید باشد پیغمبر هم باید تکلیف کند، مگر پیغمبر نمیدانست که غصب خلافت میکنند، چرا اینهمه گفت؟! خودش میگوید که غصب خلافت میکنند، خود پیغمبر به امیرالمؤمنین میگوید که غصب خلافت میکنند زنت را هم میکشند، صبر کن،1 آنوقت بااینحال یک روز قبل از فوت بالای منبر میرود، چرا این کار را میکند؟! بهخاطر اینکه فردا که ما هستیم نگوییم که رسول خدا چرا نگفت؟! اگر میگفت: شاید انجام میدادند!
- . الکافی، ج ۱، ص ۲۸۱.
