
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
نقش استعداد و زمان در تحقق موجودات عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث «امکان استعدادی» و تفاوت بنیادین آن با «امکان ذاتی» میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که موجودات مجرد و ابداعیات، به دلیل عدم نیاز به ماده و زمان، بدون هیچ پیششرطی از مبدأ فیاض فیض میگیرند و نوع آنها منحصر در شخص است. در مقابل، موجودات مادی برای تحقق، نیازمند شرایط، معدات و بستر زمان هستند تا استعداد لازم برای پذیرش صورت جدید را پیدا کنند. استاد با بررسی تفاوتهای ساختاری میان مجردات و مادیات، به این نتیجه میرسند که اختلاف در خصوصیات افراد، ناشی از اسباب خارج از ذات است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون قدرت نفس در ایجاد صور و بدنهای متعدد، این نکته روشن میشود که بدن تنها مرآت و واسطهای برای ظهور روح است و با رسیدن نفس به مراتب بالای تجرد، محدودیتهای زمانی و مکانی برای آن مرتفع میگردد.
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
4و لا سبقِ عدمٍ زمانیٍّ و استعدادٍ جسمانیٍّ لِصلوحِ ذاتِه و تهیؤ طباعِه للحصولِ و الکونِ.
عدم زمانی بر او سبقت نگرفته است و استعداد جسمانی هم نیاز ندارد چون جسم ندارد تااینکه نیاز به استعداد جسمانی داشته باشد. یک آهن برای اینکه تبدیل به یک حیوان شود باید مراتبی را طی کند، این آهن باید تبدیل به نبات شود و نبات هم تبدیل به حیوان شود اما نبات برای اینکه تبدیل به حیوان شود مراتب کمتری را طی میکند. این صلاحیت ندارد ولی او صلاحیت دارد! لِصلوحِ ذاتِه ... بهخاطر صلوح ذاتش که ذاتش صلاحیت دارد برای اینکه بدون احتیاج به زمان و سبق زمانی و مسائل دیگر از آن مبدأ فیاض قبول فیض کند، طبع او آماده برای حصول و کون است.
و هذا الممکنُ لا یکونُ له إلاّ نحوٌ واحدٌ مِن الکونِ و لا محالةَ نوعُه منحصرٌ فی شخصِه.
این ممکن فقط یک نحوۀ از وجود دارد یعنی نفس آن مرتبۀ وجود و اشتداد وجودی و ضعف وجودی برای وجود او کفایت میکند. دیگر این جنس و فعل ندارد و ماده و صورت ندارد بلکه خود همان کیفیت وجودی و نفس مرتبۀ وجودی برای تحقق او کافی است مانند مجردات، ارواح قدسیه، ملائکه و عقول که همان کیفیت وجودی و مرتبۀ وجودی بدون نیاز به جنس و فصل کفایت میکند پس در واقع همۀ اینها فصل هستند و جنس ندارند تااینکه با آن جنس و فصل ترکیب در ذات آنها لازم بیاید، حقیقت آنها را وجود تشکیل میدهد که وجود خارج از جنس و فصل است و مرتبۀ آنها را فصل آنها تشکیل میدهد پس تشبیهاً وجود، «جنس» و «نفسیت» آنها میشود و به عبارت ما «عین ثابت» آنها [میشود پس] «نفسیت» آنها و همان «خصوصیت ذاتی» آنها، عبارةٌ أُخرای فصل آنهاست البته با یک تقریب.
تلمیذ: استعداد که دارند، استعداد جسمانی ندارند.
استاد: اصلاً استعداد نمیخواهد.
تلمیذ: استعداد میخواهد.
