اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل فلسفی و عرفانی فناء ذاتی و اعیان ثابته

بررسی نسبت میان بساطت وجود و هویت اشیاء در سیروسلوک

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اختلاف‌نظر میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی پیرامون مسئله «فناء ذاتی» و «اعیان ثابته» می‌پردازند. بحث اصلی حول این محور می‌چرخد که اگر موجودات در مرتبه فناء، هستی خود را از دست می‌دهند، مرجع ضمیر و هویت اشیاء در مقام اثبات چگونه باقی می‌ماند. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج، بر این نکته تأکید دارند که باید میان مقام «ثبوت» و «اثبات» تفکیک قائل شد. ایشان با استناد به قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء»، تبیین می‌کنند که فناء ذاتی به معنای نابودی هستی نیست، بلکه به معنای هضم تعینات در وجود مطلق است. در نهایت، این جلسه با بررسی چگونگی حفظ هویت سالک در عین فناء و نقش تازیانه سلوک در کنار زدن حجاب‌های خودبینی، به این نتیجه می‌رسد که سیر انسان، حرکتی درونی برای رسیدن به حقیقت ثابت خود است.

تحلیل فلسفی و عرفانی فناء ذاتی و اعیان ثابته

9
  • تحقق قضیۀ فناء در همۀ عوالم

  • از آن‌طرف مسئلۀ مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم در اینجا مورد تأمل قرار می‌گیرد به‌خاطر اینکه سؤال از آقا این است که چرا شما بحث را به مرتبۀ عرفان و سلوک می‌کشانید و در آنجا بحث می‌کنید؟ اگر شما قائل به معنای فناء و بسیط الحقیقه هستید دیگر نباید این بحث را در مرتبۀ عرفان و مراقبه و مراتب سالک، فناء ذاتی بعد از فناء اسمی در آنجا مطرح بکنید! باید از اول بگویید که سالک فانی است همان‌طوری‌که سایر اشیاء فانی هستند. طرح بحث اصلاً در مرتبۀ سلوک و عرفان و فناء ذاتی بعد از فناء اصلاً در اینجا چه معنا دارد؟! این یک [مطلب است].

  • ثانیاً اشکال علامه چه می‌شود؟! اشکال علامه بر شما وارد است. شما می‌گویید که این شخص تمام حقیقت کمالش این است که به فناء برسد و نیست بشود. ما هم می‌گوییم که بسیار خوب نیست بشود خب وقتی می‌خواهد خلق جدید و بقاء پیدا کند چه چیزی دوباره می‌خواهد برگردد؟! آن که نیست شده است! وقتی نیست شد چه می‌خواهد برگردد؟! خدا می‌گوید که همان را برمی‌گردانم. دیگر همانی نیست! مگر اینکه بگویید که حدود و قیودش در مرتبۀ فناء باقی می‌ماند و خدا همان را برمی‌گرداند خب این حرف علامه می‌شود که عین ثابت باقی است. یعنی یک حدود و قیودی برای یک نفس و شکل خاص به‌طوری‌که فرض کنید اگر یک عکس قبل از فناء از او بگیرند و فردا هم که بقاء پیدا می‌کند یک عکس دیگر بگیرند و کنار هم بگذارند می‌بینند یکی است. این عکس برای قبل از فناء است و این عکس هم برای بعد از فناء است. اما اگر خلق جدید باشد و حدود و قیود ازبین بروند ...، مگر این‌قدر خدا دقیق بخواهد [خلق جدید را درست کند] که آن عکس قبل از فناء در پرونده‌اش محفوظ هست حالا فانی شده است و اصلاً می‌خواهد یک عمرو درست کند، می‌آید آن عکس را به این قالب می‌چسباند، این آقا که بقاء پیدا می‌کند به عکس زید بقاء پیدا می‌کند یعنی در واقع دیگر زید نیست و اسم این را باید عمرو گذاشت عکسش مثل زید است.