
تحلیل فلسفی و عرفانی فناء ذاتی و اعیان ثابته
بررسی نسبت میان بساطت وجود و هویت اشیاء در سیروسلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اختلافنظر میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی پیرامون مسئله «فناء ذاتی» و «اعیان ثابته» میپردازند. بحث اصلی حول این محور میچرخد که اگر موجودات در مرتبه فناء، هستی خود را از دست میدهند، مرجع ضمیر و هویت اشیاء در مقام اثبات چگونه باقی میماند. استاد با نقد دیدگاههای رایج، بر این نکته تأکید دارند که باید میان مقام «ثبوت» و «اثبات» تفکیک قائل شد. ایشان با استناد به قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء»، تبیین میکنند که فناء ذاتی به معنای نابودی هستی نیست، بلکه به معنای هضم تعینات در وجود مطلق است. در نهایت، این جلسه با بررسی چگونگی حفظ هویت سالک در عین فناء و نقش تازیانه سلوک در کنار زدن حجابهای خودبینی، به این نتیجه میرسد که سیر انسان، حرکتی درونی برای رسیدن به حقیقت ثابت خود است.
تحلیل فلسفی و عرفانی فناء ذاتی و اعیان ثابته
1درس دویست و هفتاد و ششم
توضیحی دربارۀ اختلاف نظر بین علامه طهرانی و طباطبائی در بحث فناء
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تلمیذ: آنچه که چند جلسۀ قبل راجع به اثبات که مرحوم آقا فرمودند، در مرحلۀ ثبوت که مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ مشکلی ندارند در اینکه بههرحال موجودات همه فعلاً در حال فناء هستند؛ «کانَ اللهُ و لَم یَکُن مَعه شَیءٌ و الآن کَما کانَ»1 در مرحلۀ ثبوت. بحث فقط روی مرحلۀ اثبات است و عمدۀ اشکال مرحوم علامه به این برمیگردد که در مرحلۀ اثبات چطور میشود سالکی که اینهمه فعالیت میکند و زحمت میکشد برای اینکه کمالی کسب کند در آخرِ کار برای اینکه کمالی کسب کند آخرش نیستی است و باید همه را ازبین ببرد حتی آن عین ثابت، این چه کمالی است؟! و در پی همین اشکال، این مسئله و اشکال بعدی را مطرح میکنند که اگر قرار باشد که بقاء بعد از فناء پیدا بشود بعد خداوند در واقع یک موجود جدیدی و یک عین ثابت دیگری [باید] خلق کند. در واقع بحث دربارۀ مرحلۀ اثبات است نه در مرحلۀ ثبوت. در مرحلۀ ثبوت که همه واقف هستند و در واقع این را قبول دارند که همۀ موجودات فعلاً در حال فناء هستند. بحث بر سر مرحلۀ اثبات است.
استاد: عرض ما نسبت به این مسئله این بود که آیا در مرتبۀ اثبات در این ثبوت تغییری پیدا میشود یا نه؟ و به عبارت دیگر کلام مرحوم علامه در حولوحوش این مسئله دور میزند. وقتی که ایشان میفرمایند که پس این ضمیر به چه برمیگردد، این به اثبات کار ندارد. ایشان میگویند که این ضمیر «هُوَ» اگر قائل باشیم بر اینکه زید فانی میشود حالا به ثبوت و اثبات اصلاً کار نداریم. فرض کنید یک همچنین اصطلاحی را اصلاً نمیدانیم که ثبوت و اثبات یعنی چه، ما فقط با این اشکال در اینجا روبرو هستیم که اگر قرار باشد فنائی محقق بشود پس این هویت زید کجا میرود و این شخصی که الآن درمقابل ما نشسته است و میخواهیم ضمیری به او ارجاع بدهیم این ضمیر به چه برمیگردد؟! اگر قرار باشد واقعاً نه فنائی باشد و هستی با حدود و ثغور و تقیدات خودش منتفی باشد پس چرا زید بگوییم؟! میگوییم: عمرو، بکر، شجر یا دیوار! چون هر چیزی هست بالأخره ازبین میرود. یک آبی هست الآن تا وقتی این آب، آب است میتوانید به این آب و ماء بگویید و اشاره کنید: هوَ الماء. اما اگر قرار باشد این ماء فناء پیدا کند مثلاً الآن من این آب را روی زمین میریزم و این آب داخل زمین میرود و محو میشود پس دیگر میخواهیم این اشاره و ضمیر «هو» را به چه برگردانیم؟ خب به زمین که نمیشود برگرداند! آبی هم که الآن در این لیوان نیست.
- . جامع الأسرار و منبع الأنوار، سیّد حیدر آملی، ص ٥٦؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج ١، ص ٥٢؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 135.
