اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عین ثابت و مراتب وجود

تبیین جایگاه اعیان ثابته در نظام هستی و مراتب وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «عین ثابت» و جایگاه آن در سلسله‌مراتب هستی می‌پردازند. بحث با پرسش پیرامون نسبت اعیان ثابته با کثرات و مراتب وجودی آغاز شده و استاد با تفکیک میان سلسله طولی و عرضی، نقش واسطگی ملائکه و ارواح در تحقق حوادث عالم را تشریح می‌کنند. در ادامه، حقیقتِ منیت و هویت شخصی انسان که در تمام اطوار وجودی ثابت می‌ماند، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با استفاده از مثال‌های عرفانی، کیفیت ارتباط عین ثابت با فیض مقدس و وجود منبسط را تبیین کرده و به تفاوت نگاه اولیاء الهی با نگاه عادی به عالم خارج اشاره می‌کنند. در پایان، کیفیت خلق ارواح و نحوه سیر تکاملی انسان از مراتب تراب و نبات تا رسیدن به حقیقت انسانیت با تکیه بر آیات قرآن و مبانی عرفانی بررسی می‌شود تا مخاطب به درکی روشن از بقای حقیقت وجودی در عین تغییرات ظاهری دست یابد.

حقیقت عین ثابت و مراتب وجود

8
  • هرکدام از اینها از همان وجود بسیط به‌واسطۀ اسم واحدیت که عبارت از همان وجود منبسط است حد می‌خورند و در یک مرتبه‌ای از مرتبۀ تنازل وجودی قرار دارند مثلاً رنگ زرد در یک مرتبه‌ای بین رنگ ابیض و رنگ اسود قرار دارد ولی آن حقیقت ناریه در لون اصفر هم موجود است همان حقیقت ناریۀ متصاعده از رأس آن اُنبوب، از رأس اُنبوب حقیقت ناریه متصاعد است به‌طوری‌که آن حقیقت ناریه قوام لون اصفر را تشکیل می‌دهد و بدون آن حقیقت ناریه لون اصفر عدم است ولی آن حقیقت ناریه در لون ابیض اقویٰ و اشدّ از لون اصفر است. حالا این مرتبۀ اعیان ثابتۀ همۀ اشیاء، مراتب مختلفۀ وجود منبسط است یعنی اگر وجود منبسط را تقسیم کنیم، یک قسم وجود منبسط مربوط به مجردات مثل ملائکه و صور مجرده است، یک قسم آن مربوط به شیاطین است، یک قسم آن مربوط به اشجار است و یک قسم آن مربوط به افلاک و اینها است. این وجود، وجود منبسطی است که از آن مرتبۀ بالا که مرتبۀ مجرد است همین‌طوری در تمام اشکال و هر چیزی که به کمیت، کیفیت، شکل و تعین می‌آید [جریان دارد]، جبرئیل هم تعین دارد و تعین آن‌هم با بقیۀ ملائکه تفاوت دارد و بالأخره حدّ خاص از وجود را دارد!

  • هر چیزی که حد می‌خورد، مراتب مختلفۀ نوریه‌ای است که مثال زدیم. آن حرارتی که در همۀ اینها ساری و جاری است فیض اقدس است! یعنی در رنگ ازرق، در رنگ ابیض، در رنگ اصفر و در رنگ اسود، آن حقیقتی که در همۀ مراتب مختلفۀ الوان موجود است، اسم آن را وجود بسیط و وجود بالصرافه می‌گذاریم. اگر بالصرافه نبود نمی‌توانست با الوان مختلفه جمع بشود، لازمۀ بالصرافه بودن این است! چون بالصرافه است با همه هست! چون بالصرافه است با لون ازرق در ابتدا و با لون اسود در انتها جمع می‌شود! اگر صرافت نداشت و دارای تقید بود [قابل جمع نبود]، همان طور که رنگ اسود با رنگ اصفر جمع نمی‌شود و قابل جمع نیست. چرا؟ چون اینها مقید و محدود هستند و همۀ اینها دارای مرتبه هستند اما آن حقیقت بالصرافه که در همۀ این مراتب هست عبارت از حرارت است و آن حرارت شکل ندارد! شما حرارت را نشان بدهید، دستتان می‌سوزد و یک‌دفعه دستتان را می‌کشید! دست را می‌سوزاند ولی شکل ندارد! مولانا می‌گوید: