اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عین ثابت و مراتب وجود

تبیین جایگاه اعیان ثابته در نظام هستی و مراتب وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «عین ثابت» و جایگاه آن در سلسله‌مراتب هستی می‌پردازند. بحث با پرسش پیرامون نسبت اعیان ثابته با کثرات و مراتب وجودی آغاز شده و استاد با تفکیک میان سلسله طولی و عرضی، نقش واسطگی ملائکه و ارواح در تحقق حوادث عالم را تشریح می‌کنند. در ادامه، حقیقتِ منیت و هویت شخصی انسان که در تمام اطوار وجودی ثابت می‌ماند، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با استفاده از مثال‌های عرفانی، کیفیت ارتباط عین ثابت با فیض مقدس و وجود منبسط را تبیین کرده و به تفاوت نگاه اولیاء الهی با نگاه عادی به عالم خارج اشاره می‌کنند. در پایان، کیفیت خلق ارواح و نحوه سیر تکاملی انسان از مراتب تراب و نبات تا رسیدن به حقیقت انسانیت با تکیه بر آیات قرآن و مبانی عرفانی بررسی می‌شود تا مخاطب به درکی روشن از بقای حقیقت وجودی در عین تغییرات ظاهری دست یابد.

حقیقت عین ثابت و مراتب وجود

7
  • منظور از تجرد وجود

  • اگر نظرتان باشد در مسئلۀ تجرد وجود این مطلب را گفتیم که تجرد وجود عبارت از حفظ وجود در همۀ مراتب کثرت است بدون آن کمترین نقصان بر آن حقیقت وجود! بدون اینکه کمترین نقصانی بیاید، تجرد وجود جاری است. این‌طور نیست که الآن وجودات ما مادی شده است ...، مسئله‌ای که مسئلۀ این جلسه بود که همان امکان جمع بین دو امکان ذاتی و استعدادی در قوالب مادی و امکان ذاتی در قوالب ابداعی در ابداعیات است که نیاز به توضیح دارد، یعنی به نفس همین وجود ضعیف، در آنجا جنبۀ وجود قوی سریان دارد و جاری است.

  • فلهذا آن چیزی که می‌شود قابلیت داشته باشد، یک شیء واحد مادی می‌تواند برگردد و در مسیر تکامل به همان حقیقت وجودیه برسد، این به‌خاطر همین جهات جنبۀ تجردی است که وجود به‌صورت مجرد منتها با این ظهور در خارج ظهور پیدا کرده است.

  • بنابراین عین ثابت از نظر ارتباطش با وجود منبسط مثل سایر موجودات می‌ماند و فرقی نمی‌کند چون وجود منبسط وجود ذوالصوره و ذوالأشکال است و وجود دارای کم و کیف است. نسبت به وجود بسیط و وجود بالصرافه و به عبارت دیگر فیض اقدس، باز این مسئلۀ عین ثابت مثل سایر اشیاء است و از این نقطه‌نظر فرق نمی‌کند؛ یعنی وقتی که ما نظر را بر وجود بالصرافه منعطف کنیم، دیگر در آن وجود بالصرافه هیچ‌گونه تعین و تقیدی نیست حتی تقید ولایی هم در وجود بالصرافه نیست بلکه اعلای از مرتبۀ ولایت و تعین و حتی اراده و علم و اختیار است.

  • لوازم لاینفک وجود بالصرافه!

  • بله، اینها لوازم او هستند، اراده و اختیار ذات در مرتبۀ ذات، علم، حیات و قدرت، اینها لوازم لاینفک آن وجود بالصرافه هستند؛ یعنی ما نمی‌توانیم این وجود بالصرافه را بدون قدرت تصور کنیم درحالی‌که قدرت ندارد! نفس قوام وجود بالصرافه، قدرت، حیات، علم، شعور و اراده است! نفس حیاتش این است. این اصل قضیه است و از این مرتبۀ وجود بالصرافه قوالب خارجی و اشیاء خارجی اندازه‌گیری می‌شوند و حد می‌خورند. حد حیوان این‌قدر است ـ حد وجودی، نه حد مادی! ـ حد نفسی حیوان این‌قدر است، شجر این‌قدر است، حجر این‌قدر است، شیاطین و اجنه این‌قدر هستند و ملائکه به این مقدار هستند.