اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فناء ذاتی اعیان ثابته در وجود مجرد

تبیین کیفیت ربط و انمحای موجودات در هستی مطلق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «فناء ذاتی» اعیان ثابته در وجود مجرد می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا حدود و ثغورِ عارض بر اعیان ثابته، موجب انقطاع آن‌ها از وجود مجرد می‌شود یا خیر. استاد با ارائه مثال‌هایی همچون نسبت صوت به کلمات و نقاشی به نقاش، تبیین می‌کنند که تمامی تعینات و موجودات عالم، در مرتبه ثبوت، فناء ذاتی در وجود مطلق دارند و اسنادِ هستی به آن‌ها، اسنادی مجازی است. در ادامه، کیفیتِ ظهور یک حقیقت واحد در مجاری و صور مختلف بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که سیر سالک، نه به معنای اضافه شدن چیزی به او، بلکه به معنای کنار رفتن حجاب‌ها و ادراکِ حقیقتِ فناء ذاتی است که از ابتدا در بطنِ وجود او نهفته بوده است. این جلسه با هدف رفع شبهات پیرامون نحوه تعلقِ معلول به علت و تبیین جایگاهِ «هو» در اسنادِ وجودی ارائه شده است.

فناء ذاتی اعیان ثابته در وجود مجرد

8
  • استاد: نه آنجا ظهور دارد یعنى دو ظهور بر عین ثابت دارد. مثل بعضی‌ها که در همین‌جا هم هستند که بودند و ممکن است باشند، فرض کنید در یک لحظه در چند جا هستند. در اینجا عین ثابت یکى است منتها آن عین ثابت و آن ظروف دیگر [این‌گونه است و] روح تجردش بر بدن‌ها و بر اجسام مختلف تعلق مى‌گیرد و همۀ اینها برگشتش به یک عین ثابت است. من‌باب‌مثال اگر این چند نفر در چند جا بنشیند و غذا بخورد نه‌اینکه بیشتر کیف مى‌کند! مثلاً یکى دارد اینجا [غذا] مى‌خورد و یکى آنجا [غذا می‌خورد]! نه! یک التذاذ است منتها چون عین ثابت واحد است مجارى و وسائط متعدد شده است ولى حقیقت ادراک، ادراک واحد است نه‌اینکه هشت‌تا ادراک و فکر و سلیقه وجود دارد. سلیقه واحد است ظهورات سلیقه [متعدد است].

  • تمام مجاری ادراکات انسان، مجرای جلب ادراک یک عین ثابت واحد

  • فرض کنید شما هم الآن این وسائطى که دارید؛ چشم دارید، زبان دارید، لمس دارید، دست دارید و پا دارید تمام اینها مدرکات یک عین ثابت را تحصیل مى‌کنند نه‌اینکه فرض کنید شما در مقام سمع، شخص خاصى هستید، جداى از شما در مقام رؤیت و جداى از شما در مقام من‌باب‌مثال اکل. تمام این اسباب و آلاتی که خداوند براى انسان قرار داده است تمام اینها همه مجراى براى جلب ادراک یک عین ثابت واحد هستند. بنابراین یک ادراک هستند. انسان در مقام سمع با انسان در مقام شم، انسان واحد است منتها واسطه براى ادراک تفاوت مى‌کند ولى حقیقت ادراک حقیقت [واحد است].

  • تلمیذ: یک شخصى که خودش را چند شکل دید این چند شکل یعنى چندتا ظهور است. مثلاً من آمدم آقاى ... شدم. الآن اینجا همان یک عین ثابت هست یا دوتا عین ثابت هست؟

  • استاد: مگر شما وقتى که غضب مى‌کنید با وقتى که دارید مى‌خندید دوتا نیستید؟

  • تلمیذ: نه، یکى هستیم!

  • استاد: نه دوتا هستیم! بَه هم‌چنین از شما مى‌ترسند! یعنی چه که یکى هستید؟! فرض کنید شما به یکى غضب مى‌کنید او جلو [نمی‌آید] مثلاً [بگویید که] نه نه، اینجا بیا من همان هستم که مى‌خندم! مى‌گوید که برو بابا اخلاقت را درست کن بعد کنار تو می‌آیم.