اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فناء ذاتی اعیان ثابته در وجود مجرد

تبیین کیفیت ربط و انمحای موجودات در هستی مطلق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «فناء ذاتی» اعیان ثابته در وجود مجرد می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا حدود و ثغورِ عارض بر اعیان ثابته، موجب انقطاع آن‌ها از وجود مجرد می‌شود یا خیر. استاد با ارائه مثال‌هایی همچون نسبت صوت به کلمات و نقاشی به نقاش، تبیین می‌کنند که تمامی تعینات و موجودات عالم، در مرتبه ثبوت، فناء ذاتی در وجود مطلق دارند و اسنادِ هستی به آن‌ها، اسنادی مجازی است. در ادامه، کیفیتِ ظهور یک حقیقت واحد در مجاری و صور مختلف بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که سیر سالک، نه به معنای اضافه شدن چیزی به او، بلکه به معنای کنار رفتن حجاب‌ها و ادراکِ حقیقتِ فناء ذاتی است که از ابتدا در بطنِ وجود او نهفته بوده است. این جلسه با هدف رفع شبهات پیرامون نحوه تعلقِ معلول به علت و تبیین جایگاهِ «هو» در اسنادِ وجودی ارائه شده است.

فناء ذاتی اعیان ثابته در وجود مجرد

4
  • و اما اشکال دیگر اینکه اگر منظور مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ این باشد که بعد در مرتبۀ فناء اصلاً عین ثابت ازبین می‌رود یعنى به‌طورکلى هیچ وجودى دیگر اصلاً باقى نمى‌ماند. اگر هیچ وجودى باقى نماند پس دیگر در اینجا زیدى نیست که ما به او اشاره بکنیم یعنى دیگر آن مسئلۀ اشاره ازبین مى‌رود.

  • مطلبى را که آقا مى‌فرمایند این است که در این موقع اشارۀ به زید ـ این مطلب، مطلب دقیقى است یعنى مى‌خواهم بگویم که در اینجا چند چیز باهم خلط شده است و مطلبى که ایشان مى‌فرمایند مطلب دقیق است ـ اشاره به «هو» است یعنى دیگر دراین‌صورت من‌باب‌مثال ـ حالا من این را اضافه مى‌کنم یعنى مى‌خواهم توضیح بدهم ـ اشاره‌اى که ما در این مرتبه به رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‌کنیم و مى‌گوییم: «هُوَ»، در واقع داریم اشارۀ به «هُو» مى‌کنیم چون دیگر رسول الله وجود خارجى و تعینى ندارد.

  • تلمیذ: این یک امر مجازى است...؟

  • استاد: بله بله، از این باب است.

  • کیفیت ارجاع ضمیر در مرتبۀ فناء

  • بنابراین این مسئله مسئلۀ مهم و دقیقى است! وقتى که ما در مرتبۀ فناء مى‌خواهیم به یک شخص ضمیرى را ارجاع بدهیم ـ ضمیر، مرجع مى‌خواهد ـ این مرجع «هُو» به چه برمى‌گردد؟ این مرجع به اصل وجود مجرد برمى‌گردد که ﴿هُوَ ٱللَهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾1 یعنى اشاره به آن وجود مجرد که حتى از او به الله هم تعبیر آورده نمى‌شود و فقط از باب اشارۀ اجمالیه و ابهامیه به «هُو» تعبیر آورده مى‌شود، در این باب اشاره به شخص فانى مآلش در حقیقت اشاره به آن وجود باقى و حىّ است؛ ﴿عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ﴾.2 یعنى در اینجا اشاره، اشارۀ اوست و این درست است و صحیح هم همین است که در مرتبۀ فناء اشارۀ به او اشارۀ به اوست ولى عرض ما این است که حتى در همین مرتبۀ غیر فناء هم اشاره به تمام این تعینات خارجى اشارۀ به «هُو» است و این فقط اختصاص به مرتبۀ فناء ندارد.

    1. . سوره حشر (59) آیه 22. نور ملکوت قرآن، ج ‌1، ص 151:
      «اوست الله؛ آنکه هیچ معبودى نیست مگر او.»
    2. . سوره فرقان (25) آیه 58.
      «بر خداى زندۀ ابدى که هرگز نمیرد.» (محقق)