
تحلیل حقیقت فناء عین ثابت در ذات الهی
بررسی نسبت میان بقای عین ثابت و فنای ذاتی
این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق عرفانی و فلسفی پیرامون حقیقت فناء عین ثابت در ذات حضرت حق اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با نقد و بررسی دیدگاههای موجود، به چالشهای اساسی میان دو نظریه مشهور در این زمینه میپردازد. محور اصلی بحث، واکاوی این پرسش است که آیا فناء عین ثابت در ذات الهی به معنای نابودی مطلق حدود و قیود وجودی است یا خیر. در این مسیر، مباحثی همچون نسبت میان ماهیت و وجود، چگونگی تنزل حقیقت مطلق در مراتب کثرت، و لزوم حفظ سنخیت میان مبدأ و معاد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با تحلیل دقیق این مبانی، اشکالات وارد بر دیدگاههای علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی را مطرح کرده و مخاطب را به تأمل در چگونگی جمع میان اطلاق ذات و بقای هویت وجودی در مسیر سلوک دعوت میکند.
تحلیل حقیقت فناء عین ثابت در ذات الهی
1درس دویست و هفتاد و دوم
فناء عین ثابت (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بینهایت بودن راه رسیدن به حقیقت وجود!
استاد: البته همانطور که خدمتتان عرض کردم برای رسیدن به حقیقت وجود، این فقط یک ابهام است یعنی با ادلۀ عقلی میتوانیم یک محدودهای برای حقیقت وجود ترسیم کنیم ولی رسیدن به واقعیت وجود همانطوریکه خود مرحوم حاجی میفرمایند: فی غایة الخفاء1 بلکه میتوانم عرض کنم که محال است یعنی در غایت خفاء هم نیست یعنی حقیقت وجود را دریافتن [محال است]! جهت آنهم این است که هرچه تصور کنیم باز در محدودۀ معلولیت و حد است و نمیتوانیم از محدودۀ حد پا فراتر بگذاریم و بتوانیم به آن نامحدود و مطلق برسیم. بله، از قرائن و شواهد و برهان میتوانیم یک اجمالی از آن حقیقت وجود را دریافت کنیم و آنهم با خیلی صعوبت است نهاینکه فقط به این راحتی! حالا واقعیت این مسئله به این کیفیت است ولی علیٰکلّحال بالأخره برای رسیدن به همین مسائل هم برهان وجود دارد.
حذف تعلقات به کثرات لازمۀ رسیدن به حقیقت وجود
تلمیذ: میفرمایید برای شخصی که بخواهد از راه عقل و برهان برسد محال است یااینکه نه، شخصی که از حد هم بیرون بیاید باز هم برایش محال است؟!
استاد: نه، آن اندکاک و حذفِ تعینش همان دریافت حقیقت وجود است یعنی در واقع اگر بخواهد به همان تجرد مطلق و حقیقت وجود بسیط برسد، ادراک حقیقت را کرده است. در واقع ادراک خود را کرده است! آنچه را که الآن میتوانیم نسبت به او ادراک داشته باشیم ادراک غیر خود است یعنی ما الآن در یک محدودیتی قرار داریم و میخواهیم به نامحدود برسیم. در قید قرار داریم و میخواهیم به غیر مقید برسیم پس خود در قید اسیر هستیم و محدودیت ما همان محدودیت وجودی است درحالیکه میخواهیم به وجود غیر محدود برسیم پس به عبارت دیگر میخواهیم به غیر خود برسیم.
- . شرح المنظومة، تعلیقه حسن زاده آملی، ج 2، ص 59:
مفهومه مِن أعرفِ الأشیاء *** و کُنهه فی غایة الخفاء
- . شرح المنظومة، تعلیقه حسن زاده آملی، ج 2، ص 59:
