اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجوب وجودی و نسبت آن با اختیار انسان

تحلیل تفاوت وجوب بالذات و وجوب بالغیر در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «وجوب وجودی» و پاسخ به شبهات پیرامون آن می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه غزالی درباره ماهیت و وجوب آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «وجوب ذاتی» و «وجوب محمولی» ادامه می‌یابد. در این مسیر، استاد با تفکیک میان نظر به ماهیت و نظر به وجود خارجی، توضیح می‌دهند که چگونه هر موجودی در ظرف تحقق خود، دارای وجوب است. محور اصلی بحث، تبیین این نکته است که وجود هر شیء در «وعاء دهر» و علم ازلی الهی، به معنای امتناع عدم برای آن در نفس‌الامر است، حتی اگر از دیدگاه زمانی ما، آن شیء در آینده یا گذشته باشد. در نهایت، این بحث به تبیین فقر ذاتی ممکنات در برابر غنای مطلق الهی منتهی می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه تفاوت میان علت و معلول، عینِ فقر و نیازِ مظهر به مظهر است.

تبیین وجوب وجودی و نسبت آن با اختیار انسان

8
  • تلمیذ: ببخشید در اینکه فرمودید: عدم در ظرف وجود راه ندارد پس این کلام سیدالشهداء علیه‌السّلام که فرمود: ... به فنایی

  • استاد: همان جنبۀ تدلّی را می‌رساند.

  • منظور از فقرۀ «مولایَ یا مولای، أنتَ الغَنیُّ و أنا الفَقیرُ ...» در مناجات مسجد کوفه

  • یا فرض کنید در مناجات امیرالمؤمنین: «مولایَ یا مولای، أنتَ الغَنیُّ و أنا الفَقیرُ، و هَل یَرحَمُ الفَقیرَ إلّا الغَنیُّ؟!»1 یعنی وقتی که من نظر به جنبۀ معلولیت می‌کنم آن جنبۀ معلولیتی که تنزل جنبۀ علّی تو است، تنزل ارادت توست! همین‌که می‌گوییم: این تنزل یعنی یک تفاوت هست. آن تفاوت یعنی فقر یعنی تا او نباشد این نیست. خیلی راحت و لری‌اش! تا اراده نباشد این نیست تا آن ظهور نباشد مظهر نیست! تا آن علت نباشد معلول نیست! تا آن انتخاب نباشد این مصداق نیست! از همین دو سانت سه سانت اختلاف این‌همه کون و عالم به‌وجود می‌آید.

  • علىٰ أنَّ ما یَتَمَحَّلُ هذا القائل لا یَجری‌ فی نفسِ الوجودِ الذی هو بعینِه جهةُ الوجوبِ اللاحقِ فی کلِّ شی‌ءٍ و هو بِعینِه ذاتٌ موجودةٌ کما قَرَّرناه.

  • اضافه بر این آنچه را که ایشان معتقد هستند و به‌دنبال پاسخ‌گویی هستند این مسائل درباره ماهیت لو فُرض صادق باشد ولی در نفس وجودی که بعینه جهت وجوب لاحق است یعنی همان وجود مصحّح حمل وجوب بر این موضوع در هر چیزی در آن که نمی‌آید. همین وجود، بعینه ذاتی است که موجود است همچنان که ما قبلاً این مسئله را مطرح کردیم.

  • و بمجردِ نفسِه یَنحلُ إلى موضوعٍ و صفةٍ هی أحدُ المتقابلین فی قولِنا الوجودُ ثابت و یَمتنع له لذاته قولنا لا ثابتَ.

  • همین‌که شما این وجود را درنظر بگیرید همین وجود منحل به یک موضوع و به یک صفتی می‌شود می‌گوییم: وجود محدود و وجود مقید. همین وجود می‌شود: وجودِ واجب! این که منحل می‌شود در انحلالش صحبت است که یکی از این دوتا متقابلین بر این حمل می‌شوند و می‌گوییم: این وجود ثابت است پس وقتی که این وجود شد پس لا ثابت برایش ممتنع می‌شود.

    1. المزار الکبیر، ابن‌مشهدی، ص ١٧٤ ـ ١٧٦، فقراتی از مناجات امیرالمؤمنین علیه السّلام در مسجد کوفه.