اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

تحلیل تفاوت مفهوم و مصداق در اثبات وجوب وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی می‌پردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساوی‌الطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح می‌دهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در می‌آید و لباس وجود می‌پوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان می‌دهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت می‌شود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید می‌ورزند.

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

7
  • [و برخی از کسانی که برای خصومت با اهل حق به معارضه و جدال پرداخته‌اند، و تنها با گفتار و سخن‌پردازی، خود را شبیه اهل حال (عارفان) نشان می‌دهند؛ مانند کسی که تنها با حمل وزنه‌ها و ابزار جنگی، به مقابله با پهلوانان و جنگجویان می‌پردازد در تألیفی که نام آن را «تهافت الفلاسفه» نهاده است، چنین گفته است که] قیاس طرف دیگر که عدم به ممکن در ظرف وجوب است به چند اعتبار می‌شود. اینکه ما این عدم را یعنی طرف دیگر را به ذات ممکن و به آن ماهیت مِن حَیثُ هیَ هیَ قیاس کنیم با قطع نظر از وجودی که در این ذاتِ ممکن است و با قطع نظر از واقع، کاری به او نداریم. این عدم برای این ذات ممکن می‌شود همان‌طوری‌که وجود برای این ذات ممکن است. نه‌تنها در این زمان بلکه در همۀ ازمنه.

  • اعتبار دوم اینکه طرف مقابل که عدم است به آن ذات قیاس بشود به‌حسب تَقییدش به طرف واقع، اما ذاتی که مقید به وجود است؛ ذات مقید به وجود را با عدم بسنجیم ببینیم عدم چه ارتباط و نسبتی با او دارد؟ در قیاس اول ما آن ذات را از وجود جدا کردیم گرچه زیدٌ موجودٌ در قضیۀ ما، وجود برای زید محمول است ولی عقل آن زید را جدای از وجود و عدم فرض می‌کند و آن مرتبۀ ظلمت ماهیت را برای او حتی در مرتبۀ وجود حفظ می‌کند.

  • تلمیذ: آن زیدٌ موجودٌ در واقع ما وجود را قید می‌دانیم، وقتی که این ماهیت وجود پیدا کرد قبل از اینکه وجود پیدا کند متساوی النسبه است منتها وقتی که این ماهیت وجود پیدا کرد و می‌گوییم: زیدٌ موجودٌ.

  • استاد: الآن هم که وجود پیدا کرده متساوی النسبه است.

  • تلمیذ: شما فرمودید که ما عدم را دیگر نمی‌توانیم بر این بار کنیم. درصورتی‌که در قبل می‌توانیم این را مبرای از وجود ...