
نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی
تحلیل تفاوت مفهوم و مصداق در اثبات وجوب وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی میپردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساویالطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح میدهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در میآید و لباس وجود میپوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان میدهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت میشود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید میورزند.
نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی
3چندی پیش یک جایی بودم یکی از افراد خیلی ناراحت بود، از ارحام بود. رنگش قرمز شده بود. وقتی میگفت من هم میخندیدم! او مدام میگفت من هم میخندیدم! میگفت: آقا طرف بیست تومان در پاکت گذاشته است به بچهاش [داده است] جلوی چهل نفر جمعیت میگوید که اهدائی حضرت آقای والد! میگوید که من بازش کردم دیدم ده، بیست تومان پول هست! خیلی ناراحت شده بود. [گفته بودند که] مرحمتی حضرت آقا است! عجیب است چه کسی رفت و چه کسی به جای ایشان آمد!
در فوت ایشان ما متوجه شدیم ...، گرچه من در خود زمان حیات ایشان یک چیزهایی را متوجه شده بودم اما کسی نمیدانست. بعد از فوت ایشان متوجه شدیم که بیش از آنچه که ایشان در ارتباط با رفقا و دوستانی که با ایشان حشرونشر داشتند نسبت به مطالب و مسائل مالی و این حرفها در حشرونشر بودند نسبت به افرادی که اصلاً ما نمیدانستیم و اصلاً آنها را ندیده بودیم و اسم آنها را در زمان حیات نشنیده بودیم ایشان بیشتر و دو برابر نسبت به آنها در ارتباط بودند و من فرزندشان از این ارتباطات و این مسائل و اینها خبر نداشتم! همۀ اینها برای انسان مهم است.
بسم الله الرحمن الرحیم
و بعضُ مَن تَصدى لِخصومةِ أهلِ الحَقِّ بِالمعارضةِ و الجِدال و التَّشبهِ بِأهلِ الحالِ بِمجردِ القیل و القال ... .1
پاسخ غزالی به ایراد بینیازی از صانع
ازجمله کسانی که در مقام پاسخ به ایراد بینیازی از صانع برآمدهاند، یکی از آنها غزالی است که در کتاب تهافت الفلاسفه2 در آنجا نسبت به اشکالی که بر ضرورت به شرط محمول و وجوب وجود برای موضوع به شرط وجوب بیان شده است، در آنجا ایشان به پاسخ به این اشکال میپردازد و من تعجب میکنم که مرحوم آخوند چرا اصلاً اشکال غزالی را در اینجا نقل کرد؟! بااینکه ایشان جواب را قبلاً داده است. اگر قرار بر این باشد که هر کسی بیاید و هر اشکالی بکند خب اینکه نمیشود و همینطور باید به پاسخ مطالب بپردازد گرچه بالأخره در شرح و تفصیل و بسط کلام فایدهای هست ولی مطلبی که ایشان در اینجا نقل کرده است همان مسئلهای است که قبلاً هم در چند بحث پیش هم مطرح شده بود و اختلاف بین مفهوم و مصداق و اخذ مفهوم لابشرط از وجود و عدم و اخذ مفهوم به شرط وجود و به شرط عدم که مابإزاء خارجی دارد و حکایت از خارج میکند فرق این روشن شد. عدم فرق بین این دو مسئله موجب اشتباه جناب غزالی شد و ایشان در پاسخ به این ایراد راه را اشتباه رفتهاند. مطلب ایشان این است که در قضیۀ وجودیه که وجود، محمول برای موضوع قرار میگیرد آن طرفِ مقابل که عدم است یا نسبت به خود موضوع بدون لحاظ وجود و عدم سنجیده میشود و به عبارت دیگر به ماهیت مِن حیثُ هیَ هیَ بدون حکایت از وجود و عدم خارجی نظر میشود، این عدم برای این ماهیت ممکن است همانطوریکه وجود برای این ماهیت ممکن است. یعنی در این مرتبه که از آن به مرتبۀ ذات تعبیر آورده میشود بدون لحاظ به وجود و فقط خود ماهیت در اینجا مدّنظر است تساوی نسبت به وجود و عدم بر این ماهیت ثابت است ولو اینکه این ماهیت، موضوع برای قضیۀ ما واقع شده است. چون در اینجا او را از محمول خودش منسلخ کردیم و همینطور از عدم جدا کردیم.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 227.
- . تَهافُتُ الفَلاسِفة، کتابی از ابوحامد محمد غزالی در نقد آراء فیلسوفان و در واقع در رد فلسفه است. (محقق)
