اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

تحلیل تفاوت مفهوم و مصداق در اثبات وجوب وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی می‌پردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساوی‌الطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح می‌دهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در می‌آید و لباس وجود می‌پوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان می‌دهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت می‌شود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید می‌ورزند.

نقد دیدگاه غزالی در مسئله ضرورت وجودی

2
  • یک وقت شخصی برای آقا یک نامه‌ای نوشت و در آن نامه تاریخ شمسی را گذاشت. من دیدم ایشان فرمودند که خب جواب این نامه را شما بده و درضمن این نامه بگو که ما این کتاب‌ها را برای چه نوشته‌ایم؟! مگر شما رسالۀ نوین را نخوانده‌اید؟! مگر برای شما نفرستاده‌ایم؟! پس ما این کتاب‌ها را برای چه کسی نوشته‌ایم؟! اگر به این مسئله ایراد دارید خب ایرادتان را با نامه برای ما بفرستید، اگر ایراد ندارید چرا عمل نمی‌کنید؟! بااینکه آن شخص، شخص محترمی بود و من در انتخاب تعبیر گیر کرده بودم که چه تعبیری بیاورم! چون از یک طرف مرد محترمی است و از یک طرف باید بالأخره این مفاهیم در آن گنجانده بشود. ما یک نامه‌ای نوشتیم و جواب ایشان را دادیم و درضمن هم این مسئله را در آن گنجاندیم. خب به‌حساب خودم تعبیری که آورده بودم خیلی ملایم‌تر بود از آنچه که ایشان با من مطرح کردند، خیلی ملایم‌تر بود. وقتی که بردم به ایشان نشان دادم گفتند که نه، این را تغییر بده و یک‌قدری پایین‌تر بیاور. بعد من همان‌جا عوض کردم، گفتند که این مناسب است.

  • ببینید چقدر رعایت این مسئله [را می‌کنند] که در عین اینکه باید به آن شخص تذکر داده بشود حدود هم باید رعایت بشود. نه‌اینکه چوب را برداریم بزنیم کمرش راست نشود! این‌طور که طرف چیز نمی‌شود. ﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾،1 ﴿وَجَٰدِلۡهُم بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾2 خیلی در این مسئله ایشان عجیب مطلب را مدّنظر داشتند.

  • یک وقت وجهی به من داده بودند و گفتند که این را به فلانی که یکی از اقوام قمی ما بود بده. وقتی ما [آن وجه را] در جیبمان گذاشتیم ـ می‌خواستیم به طهران بیاییم، در آن موقع مشهد بودم و قم نیامده بودم ـ وقتی می‌خواستیم بیاییم گفتند که خب چطوری به او می‌دهی؟! حالا می‌خواهی به او بدهی چه می‌خواهی به او بگویی؟! من ماندم که به ایشان چه بگویم! گفتم که والله من چیزی الآن به‌نظرم نمی‌رسد مگر بنشینم فکر کنم که حالا [مثلاً چه بگویم]. گفتند که آیا بلدی طوری مقدمه‌چینی کنی که عزت نفس او محفوظ بماند؟! خیلی عجیب است! خیلی عجیب است! گفتم که إن‌شاءالله بروم ببینم چه‌کار می‌کنم. یک طوری سمبلش کردیم!

    1. . سورۀ مؤمنون (23) آیه 96؛ سوره فصلت (41) آیه 34. نور ملکوت قرآن، ج ‌1، ص 90:
      «تو اى پیغمبر بدى را با نیکى که طریقه بهتر است، از خود دور کن.»‌
    2. . سوره نحل (16) آیه 125. تفسیر آیه نور، ص 88:
      «به طریق احسن با این کفّار و مشرکین مجادله کن!»