اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب ذاتی وجود و نسبت آن با ماهیت

تحلیل دیدگاه میرداماد و نقد صدرالمتألهین در تبیین ضرورت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون وجوب ذاتی وجود برای ذوات ممکنه می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه مرحوم میرداماد آغاز می‌شود که برای پاسخ به اشکالِ بی‌نیازی ممکن از علت، از مفهوم «لا بطلان» استفاده می‌کند. استاد با تبیین دقیق این مفهوم و تمایز آن با وجود، نشان می‌دهند که چگونه این پاسخ با چالش‌های فنی مواجه است. در ادامه، با استناد به دیدگاه صدرالمتألهین، ضرورتِ تفکیک میان ضرورت ذاتی و ضرورت ازلی مطرح می‌شود تا روشن گردد که چگونه وجودِ ممکن، در عینِ ضرورت، همچنان به غیر وابسته است. این جلسه با تبیینِ حقیقتِ تعلقِ معلول به علت و معنای حدیث قدسی «أنا بُدُّکَ اللازم» به پایان می‌رسد که نشان می‌دهد چگونه ادراکِ فلسفیِ این حقایق، مسیرِ سلوک و عرفان را برای انسان هموار می‌سازد.

وجوب ذاتی وجود و نسبت آن با ماهیت

9
  • این‌طور نگفته است اینکه مطابق این مفهوم و آنچه که این مفهوم با آن در نفس‌الأمر تطابق می‌کند چیست؟ ذات تنها نیست ذات من حیث الوجود این مطابق این مفهوم و مقام است. این ذات با قید وجود یا با شرط وجود، برای او وجود و وجوب است یعنی وقتی که عقل از این شیء تعبیر کند ماهیت را مقید به وجوب می‌کند. حالا می‌خواهد وجود صورت در خارج داشته باشد همان‌طوری‌که اصالةالوجودی‌ها قائل هستند، یا وجود صورت در خارج نداشته باشد همان‌طوری‌که اصالةالماهوی‌ها به قائل این هستند. بالأخره ماهیت را با لحاظ تحقق خارجی می‌گوید: واجبٌ، نه بدون آن لحاظ، و با تحقق خارجی دیگر مسئله از بحث اعتبارات صرف عقلیه خارج می‌شود.

  • تلمیذ: در واقع مفهوم حاکی از آن تحقق خارجی است.

  • استاد: بله، مابإزاء خارجی‌اش می‌شود.

  • و لِبعضِ الأماجدِ الکرام مسلکٌ آخرُ فی هذا المقامِ تلخیصُهُ أنَّه کلَّما امتنَعَ طرفُ العدم مثلاً حینَ الوجودِ على الذّاتِ یَجبُ أن یجبَ لِلذاتِ اللابطلان حینَ الوجود و هو أعمٌ مِنَ الوجودِ حینَ الوجودِ و مِن العدم رأساً فی الآزالِ و الآبادِ.

  • ایشان این‌طور می‌فرمایند؛ تلخیصش این است که اگر طرف عدم در حین وجود بر ذات، ممتنع باشد واجب است اینکه برای ذات در حین وجود لا بطلان ثابت بشود؛ یعنی وقتی که طرف عدم در یک قضیه چه بسیطه یا مرکبه ممتنع شد، در زیدٌ موجودٌ یا الله موجودٌ، الله خالقٌ طرف عدم ممتنع شد همین‌که شما یک وجود را برای ذات فرض بکنید عدم برای او ممتنع می‌شود. عدم که برای او ممتنع شد لا بطلان ثابت می‌شود. لا بطلان اعم از وجود است در حین وجود؛ اعم از زیدٌ موجودٌ است، اعم از الله موجودٌ است و اعم از آن ماهیاتی است که هنوز وجود پیدا نکرده‌اند، یعنی لا بطلان بر آنها هم صدق می‌کند.

  • حالا صدق این‌طرف مقابل که لا بطلان باشد اقتضاء نمی‌کند که یکی از آن دو طرف ثابت بشود. مثل قضیۀ استصحاب قسم ثانی وقتی که شما آن کلی را استصحاب می‌کنید، استصحاب کلی اثبات نوعیت نمی‌کند فرض کنید یک انسان و یک غنم در منزل بود و شما می‌دانید که یکی از این دو الآن از منزل خارج شدند آیا شما استصحاب انسانیت را می‌توانید بکنید؟ نه، چرا؟ چون شک در بقاء موضوع دارید. استصحاب غنم را می‌توانید بکنید؟ نه، باز شک در بقاء موضوع دارید. بله، شما حیوانیت را به‌نحو اعم و به‌عنوان جنس می‌توانید استصحاب کنید. حالا حیوانیت را استصحاب کردید پس در منزل الآن انسان هست؟ نه، غنم هست؟ نه، نمی‌دانید. اثبات اعم و اثبات جنس توسط استصحاب، اثبات نوع خاص را برای استصحاب نمی‌کند. این‌هم در اینجا همین‌طور است شما وقتی که در یک قضیه لا بطلان را ثابت کردید لا بطلان وجود را اثبات نمی‌کند، ممکن است لا بطلان به اعم هم صدق بکند. اثبات لا بطلان در اینجا اصلاً اثبات وجوب وجود نمی‌کند. چون وجوب وجود یکی از دو قسم لا بطلان است، لا بطلان در واقع حکم این جنس را دارد نسبت به دو نوعی که تحت او هستند. یکی از این دو نوع عبارت از وجود است و یکی از این دو نوع عبارت از ماهیت است. آیا اثبات لا بطلان در یک قضیه اثبات وجود را می‌کند؟! نه، اثبات ماهیت را می‌کند؟! نه، حالا ببینیم در خارج چه هست؟ اگر در خارج مثل الله واجبٌ باشد پس لا بطلان در آنجا اثبات همان وجود را می‌کند. اگر در خارج ممکن داشته باشیم لا بطلان فقط اثبات آن تقرر ماهیت را می‌کند، اثبات وجود را نمی‌کند. وقتی اثبات تقرر ماهیت را کرد پس وجودی که بعد بر ماهیت حمل می‌شود وجوب بالغیر می‌شود. لا بطلان اعم از وجود است در حین وجود و اعم از عدم است رأساً در آزال و آباد! یعنی در ماهیت ازلاً و ابداً عدم صدق می‌کند؛ عدم به معنای تقرر ماهوی.