اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

تحلیل فلسفی استناد وجود به جاعل و نقد تکیه بر اسباب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون استناد حدوث و امکان به جاعل می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های متکلمین و پاسخ‌های صدرالمتألهین به شبهات مربوط به وجوب ذاتی و ازلی آغاز می‌شود. در ادامه، کیفیت تصور وجود بنا بر مبنای اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت وجود بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که چگونه وجوب لاحق برای ممکنات، در عین حال که وجوب است، وجوب تعلقی و مستند به عنایت جاعل است. در بخش پایانی، استاد با استناد به آیه شریفه «وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ»، به تفسیر عرفانی و توحیدی این آیه پرداخته و تأکید می‌کنند که تمامی کثرات و اسباب در عالم، در برابر حقیقت حق، باطل و فاقد استقلال هستند. این جلسه با تأکید بر لزوم انقطاع از غیر و تکیه صرف بر ذات اقدس الهی در مسیر سلوک، به پایان می‌رسد.

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

9
  • بعد در طول سالیان سال در وهلۀ آخر، آخرین حرفی که زدم و دیگر با این حرف مطالب تمام شد این بود که به یکی از نزدیکان خود گفتم که الآن دیگر بر من ثابت شده است که قصد وصل وجود ندارد. الآن این مسلّم است که بنا بر اصلاح نیست و این دیگر ثابت شد؛ خداحافظ شما! دیگر هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید! بعد از آن جریان روز جمعه طهران که آن مطالب زده شد بعد از آن آمدم و به یکی از افراد گفتم که دیگر بر من ثابت شده است که قصد اصلاح نیست البته بعداً خودشان اعتراف کردند ولی خوب خیلی دیگر دیر شد و خودشان هم در کار انجام شده واقع شدند و دیگر نفهمیدند چه‌کار کنند. خلاصه به آن مقدار که بنا بر عدم اصلاح بود ما مدام می‌خواستیم نزدیک کنیم ولی بعد این‌طور خدا نشان داد که نه مسئله و قضیه به این کیفیت و به این نحو نیست. خوب است بالأخره انسان برای مابقی از عمرش از این تجربه‌ها استفاده کند.

  • این باطل عبارة أُخرایٰ عدم است. بنابراین در اینجا در امتناع عدم برای این موضوع ما می‌توانیم بگوییم که در هر موضوع مفروض الوجودی طرفِ عدم برای این موضوع باطل است و طرف وجود لا بطلان است؛ یعنی اگر در یک قضیه‌ای ما دیدیم که در آن قضیه وجود برای این موضوع ثابت است این عبارة أُخرایٰ لا بطلان است یعنی لا بطلان در اینجا بر این موضوع و قضیۀ ما حاکم است. حالا صحبت در این است که این لا بطلان ممکن است دو مصداق داشته باشد؛ یکی عبارت از وجود محمولی برای این موضوع است سواءٌ اینکه آن وجود برای این موضوع به ضرورت ازلیه ثابت باشد یااینکه به ضرورت ذاتیه ثابت باشد. این یک مصداق است.

  • مصداق دوم لا بطلان، لا بطلان به معنی عدم البطلان است و عدم البطلان به ماهیات هم اطلاق می‌شود و لازم نیست که حتماً به وجود اطلاق بشود چون بحث بر سر لابطلان است، نه بر سر وجود، طرف مقابل عدم که بطلان است لا بطلان می‌شود و لا بطلان اعم از وجود و از ماهیات می‌شود؛ ماهیاتی که اصلاً و ازلاً و ابداً لباس وجود و لباس عدم هیچ‌کدام به خود نمی‌گیرند نه‌اینکه به خود نمی‌گیرند چون متصف به وجود و عدم نیستند، چون لابشرط هستند لابشرط از وجود و لابشرط از عدم هستند پس بر این ماهیات ممکنه هم لا بطلان صدق می‌کند وقتی که بر این ماهیات ممکنه لا بطلان صدق کرد پس با توجه به ضرورت عدم اثبات اخص نمی‌شود وقتی که لا بطلان در این قضیه برای این موضوع ثابت شد یعنی طرف مقابل عدم، لا بطلان بود از اثبات لا بطلان اثبات وجوب وجود برای موضوع نمی‌شود.