اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

تحلیل فلسفی استناد وجود به جاعل و نقد تکیه بر اسباب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون استناد حدوث و امکان به جاعل می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های متکلمین و پاسخ‌های صدرالمتألهین به شبهات مربوط به وجوب ذاتی و ازلی آغاز می‌شود. در ادامه، کیفیت تصور وجود بنا بر مبنای اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت وجود بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که چگونه وجوب لاحق برای ممکنات، در عین حال که وجوب است، وجوب تعلقی و مستند به عنایت جاعل است. در بخش پایانی، استاد با استناد به آیه شریفه «وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ»، به تفسیر عرفانی و توحیدی این آیه پرداخته و تأکید می‌کنند که تمامی کثرات و اسباب در عالم، در برابر حقیقت حق، باطل و فاقد استقلال هستند. این جلسه با تأکید بر لزوم انقطاع از غیر و تکیه صرف بر ذات اقدس الهی در مسیر سلوک، به پایان می‌رسد.

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

8
  • خلاصه آقا اعتماد نکنید [اگر] اعتماد بکنید یک روز مردم جا خالی می‌کنند! فقط باید به یک نفر اعتماد کرد فقط باید به یک ذات اعتماد کرد! اگر به برادرت اعتماد کنی فردا جا خالی می‌کند و می‌رود! آقا مگر نشد؟! چند شب پیش منزل یک بنده خدایی از بزرگان بودم. به من گفت که فلانی پس آن تربیت چه چیزی بود و آن چیزهایی که ما سراغ داشتیم و شما می‌گفتید چه شد؟! نمی‌خواست به ما تعریضی داشته باشد ولی می‌خواست بگوید که تصورات شما هم خیلی تصورات درستی نبوده است. می‌گفت: واقعاً چقدر زشت است! چه بود آن نحوه تربیت و آن کیفیت و آن حرف‌هایی که شما می‌زدی؟! خب راست می‌گوید. آدم می‌آید اعتماد می‌کند بعداً کافر صدر اسلام می‌شود! خیلی راحت محارب امام زمان می‌شود!

  • خواهر هم همین‌طور است یک وقتی آدم به همین خواهر [اعتماد] می‌کند حالا فرار می‌کنند و حتی به آدم سلام هم نمی‌کنند؛ یعنی می‌خواهند اصلاً چشمشان به آدم نیافتد که سلام کنند! ما از کفار صدر اسلام شدیم. این‌هم از خواهر! عمو، عمه، دائی، خاله و افراد هم این‌طور هستند!

  • ﴿أَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾؛ تمام اینها باید در راستا و در آن جهت توجه به آن مبدأ باشد. خداوند اینها را برای انسان پیش می‌آورد. خداوند اینها را برای انسان پیش می‌آورد تااینکه آن حقیقت قیومیت، رازقیت، خالقیت، مؤثریت، سببیت، حیات و بقاء خودش همۀ اینها را به انسان تفهیم کند تا بگوید که ما حرف مفت در قرآنمان نزدیم، بیا نگاه کن. از بابایت بهتر در این دنیا چه کسی بود؟! چه چیزی شد؟! اعتماد کردی؟! حالا چوبش را بخور! این اختصاص به من ندارد و همه همین هستند یعنی دقیقاً حقایق قرآن برای انسان آن شکل واقعی خودش را پیدا می‌کند. خیلی ما سعی کردیم؛ یعنی خدا شاهد است به آن مقداری که دیگران در کشیدن و ازبین بردن و اینها سعی کردند. من بعد از این مدت دو سه سال... آخر من خیلی دیر مسائل را باور می‌کنم یعنی حالتی دارم که حتی الامکان باز می‌خواهم جا برای حمل به صحت باقی بگذارم. این مسائلی که خدمتتان می‌گویم نتیجۀ همین بحث‌هاست یعنی واقعیت این عرفان نظری همین بحث‌های فلسفی است و واقعیت هم همین‌طور است و انسان نباید زودباور باشد تا یک حرف می‌شنود فوراً عکس‌العمل نشان بدهد بلکه باید یک تأملی بکند. بعضی‌ها به ما می‌گفتند که فلانی تو فلان هستی و... چرا رها نمی‌کنی؟! ما این را می‌دانیم و ما آن را می‌دانیم و تو نمی‌فهمی درحالی‌که من هم می‌دانستم که مطلب اینها بدون دلیل نیست ولی حتی‌الإمکان سعی می‌کردم تا جایی که ممکن است این مسئله را نگه دارم و حفظ کنم.