اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

تحلیل فلسفی استناد وجود به جاعل و نقد تکیه بر اسباب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون استناد حدوث و امکان به جاعل می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های متکلمین و پاسخ‌های صدرالمتألهین به شبهات مربوط به وجوب ذاتی و ازلی آغاز می‌شود. در ادامه، کیفیت تصور وجود بنا بر مبنای اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت وجود بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که چگونه وجوب لاحق برای ممکنات، در عین حال که وجوب است، وجوب تعلقی و مستند به عنایت جاعل است. در بخش پایانی، استاد با استناد به آیه شریفه «وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ»، به تفسیر عرفانی و توحیدی این آیه پرداخته و تأکید می‌کنند که تمامی کثرات و اسباب در عالم، در برابر حقیقت حق، باطل و فاقد استقلال هستند. این جلسه با تأکید بر لزوم انقطاع از غیر و تکیه صرف بر ذات اقدس الهی در مسیر سلوک، به پایان می‌رسد.

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

7
  • یک بنده خدایی بود که اختلاف داشتند و پیش من آمده بودند، من به او یک دفعه این را گفتم، می‌خواستم راجع به این قضیه صحبت بکنم اینکه الآن واقعاً ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾ هست. من [نسبت به او] اطلاع داشتم و گفتم الآن من قسم می‌خورم که تو چون کسی را نداری و چون برای تو بهتر از این شوهر پیدا نمی‌شود از روی ناچاری به او توجه می‌کنی. اعتراف کرد چون نمی‌توانست جلو ما معلق بزند. در یک جا مسئله‌ای برایش پیش آمده بود حالا آن مسئله را نمی‌گویم، یک جایی این را گفتم، گفت: نه. این‌طور است محک زدم. محک زدم و نفهمید از کجا دارد می‌خورد! اگر تو الآن کسی را داشته باشی که بدانی از شوهرت بهتر است یک ساعت با این شوهرت زندگی نمی‌کنی! گفت: نه چطور می‌شود؟! فلان می‌شود! گفتم که این خیلی خوب است این خیلی پسندیده است. بعد نیم ساعت قضیه گذشت و ما مسئله را در یک مسائل دیگر بردیم و این حرف‌ها اصلاً به‌طورکلی فراموش شد. بعد من به او گفتم که راستی ببینیم این مسائل و مشکلات شما آخرش حل نمی‌شود، این چطوری است؟! این اصلاً نفهمید من از کجا دارم وارد می‌شوم گفت: والله نمی‌دانم این‌طور می‌کند آن‌طور می‌کند، کم‌کم کم‌کم آمپرش بالا رفت و در همان مسائل قبلی رفت! گفتم که باباجان اینکه چیزی نیست چاره دارد، مرگ یک دفعه، شیون هم یک دفعه. مسئله‌ای نیست اشکالی ندارد شما خیلی ناراحت هستید یعنی چه همیشه ناراحتی و این حرف‌ها باشد، حالا بالأخره اگر یک موردی پیدا شود شما آمادگی دارید یااینکه خیر؟! گفت: والله نمی‌دانم یعنی چه بگویم و فلان و این حرف‌ها بالأخره یکی دوتا بچه داریم! البته این موردی که خدمتتان عرض می‌کنم جزو رفقا نبودند و از اقوام بودند. یک‌وقت ذهنتان پیش کسی نرود. بعد یک مقدار [زمانی] گذشت و به او گفتم که واقعاً فکرتان را بکنید که اگر شما نمی‌توانید، مواردی هست من‌جمله یکی هست و الآن عیالش یک ناراحتی و مشکلی دارد و این به ما سپرده است و خصوصیاتش این‌طور است و فلان موقعیت را دارد. البته خب بی‌جهت هم نمی‌گفتم ولی خب بالأخره نمی‌دانست می‌خواهم چه بگویم و یک‌خرده فکر کرد و گفت که حالا فکرهایم را بکنم بعد گفت: باشد! اصلاً نمی‌توانم با این زندگی بکنم و یک روز هم بهتر است و وقتی که دیگر خوب ثابت شد، گفتم که پدرسوختۀ فلان فلان شدۀ کذا و کذا تو خجالت نمی‌کشی که الآن شوهر و سه‌تا بچه را می‌خواهی رها کنی درحالی‌که شوهر تو همین الآن بهتر از تو را دارد ولی تو را نگه داشته است؟! تازه فهمید ما یک‌دستی به او زدیم یعنی صاف خودش را لو داد و این یک مسئله‌ای است! حالا واقعاً چطور بشود خلاصه یک مورد استثنائی‌ای [باشد] که البته ممکن است استثناءها هم زیاد باشد ولی خب ما ندیدیم حالا شاید باشد شماها دیدید!