
تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر
تحلیل فلسفی استناد وجود به جاعل و نقد تکیه بر اسباب
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون استناد حدوث و امکان به جاعل میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای متکلمین و پاسخهای صدرالمتألهین به شبهات مربوط به وجوب ذاتی و ازلی آغاز میشود. در ادامه، کیفیت تصور وجود بنا بر مبنای اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت وجود بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که چگونه وجوب لاحق برای ممکنات، در عین حال که وجوب است، وجوب تعلقی و مستند به عنایت جاعل است. در بخش پایانی، استاد با استناد به آیه شریفه «وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ»، به تفسیر عرفانی و توحیدی این آیه پرداخته و تأکید میکنند که تمامی کثرات و اسباب در عالم، در برابر حقیقت حق، باطل و فاقد استقلال هستند. این جلسه با تأکید بر لزوم انقطاع از غیر و تکیه صرف بر ذات اقدس الهی در مسیر سلوک، به پایان میرسد.
تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر
6اینها همه چیست؟! لباس وجود به باطل پوشاندن است! چهکار داری حالا چطور آمده است و از کجا آمده است برای چه آمده است؟! کار خودت را بکن. چرا دل میبندی؟! چرا بهجای اینکه به اصل فکر کنی دنبال سایر مسائل میگردی؟! چرا دنبال مجاز میگردی؟! چه خوب شد که این آمد! چه خوب شد که ما قوی شدیم و ما خوب شدیم و... بابا فردا میگذارد میرود!
اتفاقاً چندی پیش بود همینطوری به مناسبتی داشتم راجع به قضیهای [روایتی از] بحار را مطالعه میکردم یکدفعه یک روایت خیلی عجیب بود، روایتی از امام صادق علیهالسّلام هست که میفرمایند:
اهل باطل از اینکه شخصی داخل آنها بیاید خیلی مسرور میشوند و خیلی خوشحال میشوند و کسی هم از آنها خارج بشود خیلی ناراحت میشوند، ولی اهل حق کسی داخلشان بیاید خوشحال میشوند اما کسی خارج بشود ناراحت نمیشوند.1
اتکاء حق به خودش!
خب رفتی که رفتی، خوش آمدی یکی کمتر! چه چیزی است؟! چون به حق خودش متکی است آن حق او را پر کرده است از اینکه یک شخص میآید خوشحال میشود اما نه از جهت اینکه جزو دارودستۀ ما آمده است ولکن از جهت و نظری که اینهم مشمول حق شده است و همۀ عالم دنبال حق بگردند انسان بیشتر خوشحال میشود، نمیشود؟! چقدر پیغمبر اینطرف و آنطرف میرفت که ارشاد و هدایت کند؟! این همان حس حق بودن و همان حس پذیرش است و این مسئله مهم است!
علیٰکلّحال ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾ هرچه در تصورتان میآید باطل است! هرچه صبح تا شب دنبالش میروید باطل است! هرچه در تخیلتان بهجای خدا دارید میگذارید باطل است! اعتمادی که به رفیقتان دارید میکنید باطل است! اعتمادی که به زنتان میکنید باطل است؛ آن که دیگر باطل در باطل است!! البته ما حالا شوخی شوخی جدی میگوییم!! بالأخره زنها فرق میکنند همه که یکجور نیستند همه که یک قسم نیستند.
- . تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۳۷۲؛ بحار الأنوار، ج 66، ص ۲۲۳.
