
تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر
تحلیل فلسفی استناد وجود به جاعل و نقد تکیه بر اسباب
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون استناد حدوث و امکان به جاعل میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای متکلمین و پاسخهای صدرالمتألهین به شبهات مربوط به وجوب ذاتی و ازلی آغاز میشود. در ادامه، کیفیت تصور وجود بنا بر مبنای اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت وجود بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که چگونه وجوب لاحق برای ممکنات، در عین حال که وجوب است، وجوب تعلقی و مستند به عنایت جاعل است. در بخش پایانی، استاد با استناد به آیه شریفه «وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ»، به تفسیر عرفانی و توحیدی این آیه پرداخته و تأکید میکنند که تمامی کثرات و اسباب در عالم، در برابر حقیقت حق، باطل و فاقد استقلال هستند. این جلسه با تأکید بر لزوم انقطاع از غیر و تکیه صرف بر ذات اقدس الهی در مسیر سلوک، به پایان میرسد.
تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر
11در کتاب روح مجرد دارد که توجه سالک فقط باید به توحید باشد و از هرچه غیر از توحید است در هر ظهور و مظهری و در هر کثرتی باید در آنجا اجتناب کند،1 راجع به پرداختن به بعضی از اوراد، اذکار، طلسمات، مثلثات، مربعات و همین علوم عجیبه و غریبه و اینها آن عبارتی که در آنجا هست همین عبارة أُخرای ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾ است یعنی هرچه که ذهن و فکر انسان را از آن جنبۀ توحیدی بخواهد تنازل دهد و دنبال راهها و دنبال استفاده و اتکاء بر این طرق بخواهد برود خلاصه این خسران و باختن این حقیقت توحیدی است که انسان آن را کم گذاشته است و آن اصل را رها کردن است و بهدنبال راههای دیگری برای رفع حوائج و برآوردن حاجتها و مشکلات را درنظر گرفتن است و فرقی نمیکند حالا هرچه میخواهد باشد. ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾ در هر مرتبه و در هر موقعیت صدق میکند و این مرام و مکتب مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بود که همان دنبالۀ مکتب مرحوم آخوند ملاحسینقلی و اینها هست، تمام اینها بر این اساس [توحید] بود و در اینها هیچ نوع پرداختن به این مسائل نمیبینیم درحالیکه در سایر [مکاتب] این مطالب دیده میشود و استحکام راه و اتقان طریق متوقف بر همین کیفیت سلوک و کیفیت بیان در اینجاها دارد.
أللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرد، ص 189.
