اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

تحلیل فلسفی استناد وجود به جاعل و نقد تکیه بر اسباب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون استناد حدوث و امکان به جاعل می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های متکلمین و پاسخ‌های صدرالمتألهین به شبهات مربوط به وجوب ذاتی و ازلی آغاز می‌شود. در ادامه، کیفیت تصور وجود بنا بر مبنای اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت وجود بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که چگونه وجوب لاحق برای ممکنات، در عین حال که وجوب است، وجوب تعلقی و مستند به عنایت جاعل است. در بخش پایانی، استاد با استناد به آیه شریفه «وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ»، به تفسیر عرفانی و توحیدی این آیه پرداخته و تأکید می‌کنند که تمامی کثرات و اسباب در عالم، در برابر حقیقت حق، باطل و فاقد استقلال هستند. این جلسه با تأکید بر لزوم انقطاع از غیر و تکیه صرف بر ذات اقدس الهی در مسیر سلوک، به پایان می‌رسد.

تبیین حقیقت توحید افعالی و بطلان غیر

4
  • بنابراین جوابی را که در آنجا ایشان به این قائلین به اعتباریت وجود می‌دهند این است که کسی نیامده است آن وجوب ذاتی را برای ممکن، وجوب استقلالی بداند بلکه همان وجوب ذاتی برای این موضوع در زیدٌ موجودٌ در وجوب بسیط و در هلیّت بسیطه، یا در زیدٌ قائمٌ و در آن هلیّت مرکبه و کان ناقصه در تمام اینها این وجوب وجوب تعلقی است یعنی وجوب از ناحیۀ غیر آمده است و بر این موضوع ثابت شده است و این فرق بین اینهاست لهذا ما برای دفع اشکال اینها نیاز به قول به اعتباریت وجود نداریم که در اینجا اصل و اساس همه چیز ازبین برود. ما برای دفاع از این مرام و برای جواب این اشکالمان اختلاف بین وجوب ذاتی به شرط موضوع و بین وجوب ازلی کفایت می‌کند که این وجوب گرچه وجوب ذاتی است ولی مستند إلی الغیر است، آن وجوب وجوب ذاتی است و غیر مستند إلی الغیر است و کفیٰ به فرقاً. این جوابی است که ایشان می‌دهند.

  • مرحوم صدر المتألهین از قول استاد خودشان مرحوم میرداماد یک جواب دیگری را نسبت به اینها می‌دهند و در آن جواب خدشه وارد می‌کنند. مرحوم میرداماد می‌فرمایند که شکی نیست به اینکه در ظرف وجود قطعاً عدم برای موضوع امتناع دارد و در [اینجا] هم مستشکل و هم ما و همه در این مسئله اتفاق نظر داریم وقتی که یک موضوعی مفروض به وجود شود و به شرط وجود لحاظ شود یااینکه آن وجود شرط برای این موضوع باشد یااینکه قید برای او باشد؛ یعنی یا به‌عنوان شطریت باشد که جزء برای موضوع است یعنی ماهیت مع الوجود که در اینجا وجود شَطر و جزء برای این مجموع مرکب است یااینکه این وجود شرط برای او باشد یعنی ماهیت به شرط وجود باشد در هردو صورت این وجود برای این ماهیت در این ظرف وجود یک پیامی در درون خود دارد و آن این است که می‌گوید: مادامی که مرا به این موضوع منتسب می‌کنید عدم در این حیطۀ فعالیت من راه ندارد؛ یعنی همین‌که شما می‌گویید: زیدٌ موجودٌ به‌محض اینکه شما موجودٌ گفتید، عدم از این حیطه دفع شد و عدم دیگر در آنجا راه ندارد؛ یعنی راه داشتن عدم و امکان عدم با فرض وجود در این قضیه، مساوی با اجتماع نقیضین است. از یک طرف شما وجود را بر موضوع ثابت کردید و از طرف دیگر احتمال عدم را در اینجا آوردید یعنی در یک زمینه و در یک زمان و در یک فصل، هم وجود تصور بشود و هم در آنجا عدم تصور بشود و آن غیر از اجتماع نقیضین و استحالۀ اجتماع نقیضین چیز دیگری نیست. پس همین‌که وجود آمد و خودش را به این موضوع و به زید نسبت داد ـ چه در باری تعالی و چه در ممکنات فرق نمی‌کند ـ به‌محض انتساب وجود به موضوع قطعاً ضرورت برای خودش ثابت می‌شود یعنی با رفع عدم امتناع عدم را بر خودش ثابت می‌کند و وقتی که عدم برای او ممتنع شد طرف مقابل که وجود است برای او ضرورت می‌شود و این وجوب ذاتی می‌شود.