
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
تحلیل تفاوت وجوب ذاتی و وجوب بالغیر در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وجوب وجود» در ممکنات و تفاوت آن با وجوب ذاتیِ واجبالوجود میپردازند. بحث با طرح یک شبهه فلسفی آغاز میشود که آیا ممکنِ موجود در خارج، به دلیل اتصاف به وجود، دارای وجوب ذاتی است و از جاعل بینیاز میشود یا خیر. استاد با تفکیک میان «ضرورت ذاتیه» و «ضرورت به شرط وجود»، توضیح میدهند که وجوبِ ممکنات، وجوب بالغیر است و قوام آن به استمرار فیض و عنایتِ علت مبقیه بستگی دارد. در ادامه، این مبنا در تحلیلِ مرکبات و شبهات مربوط به اجتماع واجبات بررسی شده و روشن میشود که ضرورتِ موجود در ممکنات، همواره مشروط به بقای موضوع و استناد به فاعل است. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب استقلال وجودی ممکنات و تبیین دقیق رابطه فاعل و فعل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
9کیفیت حال سالک در وقت ذکر گفتن
تلمیذ: در ذکر هم سالک باید نظرش به همان معنا به استادش باشد؟
استاد: در ذکر اصلاً نباید انسان نسبت به استاد نظر داشته باشد اصلاً! اگر [توجه به استادش] داشته باشد ذکرش خراب میشود! در ذکر فقط باید توحید مدّنظر باشد حتی امام هم نباید که درنظر انسان باشد. چون سالک در موقع ذکر دارد مظاهر را کنار میگذارد و فقط دارد به مبدأ توجه میکند. بله، حقیقت امام اصلاً عین توحید است ولی چه کسی حالا میتواند به آن حقیقت امام برسد که حالا فرض کنید او را مدّنظر قرار بدهد یا ندهد؟! اگر ما به یک جایی رسیدیم که ولایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه برای ما عین ولایةالله شد عیب ندارد آنوقت در ذکر، امام زمان را هم بیاورید مسئلهای نیست ولی أنّیٰ لَنا بإثباتهِ؟! ما اصلاً در الفاظش گیر هستیم! یعنی تا یک لفظی نگوییم و... اگر بخواهیم یک ذکر قلبی بگوییم در مرتبۀ دهم پانزدهم چرتمان میگیرد! یعنی برای اینکه بیدار باشیم مجبور هستیم زبانمان کار کند! خود اذکار قلبی اذکار مهمی است! یااینکه در بعضی از چیزها در آن مواردی که انسان اصلاً نباید به هیچ ظهوری راه بدهد و توجهی در آنجا داشته باشد در آنجا اصلاً نفس عادت ندارد! این عادت برای گردش لسان است زبان حرکت بکند و طبعاً این موجب تنبه بشود که البته اشکالی هم ندارد اما اگر قرار باشد که انسان بخواهد در ذکر صورتی بهکار بیاورد خود آن صورت حاجب است و جایش در اینجا نیست.
وَهمٌ و تَنبیهٌ:
رُبَما تَوهَّمَ مُتوهمٌ أنَّ ذاتَ المُمکنِ المَأخوذِ معَ الوجودِ مُمتنعٌ لَهُ العَدمُ امتناعاً ذاتیاً نَظراً إلَى المَجموعِ لِکونِ اجِتماعِ النَّقیضین مَحالاً لِذاتهِ فَیکونُ ما بِإزائهِ وجوباً ذاتیاً لا بِالغیرِ.1
در اینجا مرحوم آخوند بعد از اینکه اثبات وجوب ذاتی به شرط محمول را برای ممکنِ محفوف به وجود یا برای موجود خارجی کردند و فرمودند که هر وجودی که در خارج تحقق خارجی داشته باشد و هر موجودی، به نفس وجود ضرورت به شرط محمول بر او عارض میشود و این ضرورت، ضرورت ذاتیه است نه ازلیه. یعنی ضرورتی است تا مادامی که موضوع موجود باشد. در اینجا ممکن است که بعضیها ایراد وارد کنند و بگویند که شما که قائل به ضرورت ذاتیه و وجوب ذاتی برای ممکن هستید پس دیگر در اینجا بین واجب الوجود که ضرورت ذاتیه دارد و ممکن الوجود به شرط محمول یعنی به شرط وجود، دیگر در اینجا فرقی نیست. یعنی همانطوریکه وجود برای واجب ضرورت دارد و طارد عدم به امتناع از موضوع خود است همینطور ممکنِ موجود در خارج در ظرف وجود دیگر وجود برای او ضرورت دارد و طارد عدم به امتناع است و چون عدم برای او ممتنع است پس وجوب برای او ضرورت دارد پس دیگر نیازی به علت ندارد و خود او بینیاز از محدث و جاعل است. این اشکالی است که اینها کردند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 225 و 226.
