
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
تحلیل تفاوت وجوب ذاتی و وجوب بالغیر در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وجوب وجود» در ممکنات و تفاوت آن با وجوب ذاتیِ واجبالوجود میپردازند. بحث با طرح یک شبهه فلسفی آغاز میشود که آیا ممکنِ موجود در خارج، به دلیل اتصاف به وجود، دارای وجوب ذاتی است و از جاعل بینیاز میشود یا خیر. استاد با تفکیک میان «ضرورت ذاتیه» و «ضرورت به شرط وجود»، توضیح میدهند که وجوبِ ممکنات، وجوب بالغیر است و قوام آن به استمرار فیض و عنایتِ علت مبقیه بستگی دارد. در ادامه، این مبنا در تحلیلِ مرکبات و شبهات مربوط به اجتماع واجبات بررسی شده و روشن میشود که ضرورتِ موجود در ممکنات، همواره مشروط به بقای موضوع و استناد به فاعل است. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب استقلال وجودی ممکنات و تبیین دقیق رابطه فاعل و فعل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
8تلمیذ: توجه به صورت و شکل که در رسالۀ مرحوم بحرالعلوم هست مطلب درستی است؟
استاد: توجه به صورت همینطور که خدمتتان عرض کردم نکتۀ ظریفش در اینجا این است که یک وقتی انسان به این صورت عادت میکند بهنحویکه اگر توجه نداشته باشد یک احساس خلائی برای او حاصل میشود. این صحیح نیست حتی در همۀ مراتب صحیح نیست! یعنی انسان بهواسطۀ توجه به یک شیء نفس او عادت میکند و نمیتواند از او عبور کند. این مطلبی را که ایشان هم میفرمایند شاید منظور آقا ناظر به این قسمت باشد. آن چیزی که منظور من است خیلی بالاتر از این مرتبه است. یعنی افق این مسئله خیلی افق بالایی است اما حالا من آن را بهاصطلاح مطرح کردم و این مرتبه را نگفتم.
یک وقتی انسان توجه به یک صورت میکند و از آن صورت به یک معنا میرسد این اشکال ندارد. اگر اینطور بود خود مرحوم آقا هم حتی عکسهای اساتیدشان را دیگر نباید جلویشان بگذارند؛ در همان جایی که مینشستند مینوشتند. رفقا میدیدند در آن بالای این کتابخانه مسائل و عکسهایی بود یااینکه گاهگاهی نگاه میکردند.
علت حرمت موسیقی
آنچه که هست این است که انسان در ارتباط با صورت گیر کند. یعنی فرض بکنید نفس عادت کند. چرا میگویند که شنیدن موسیقی حرام است؟ مخصوصاً برای سالک شنیدنش اشکال دارد؟ بهجهت اینکه موسیقی در انسان یک حالت عادت میآورد صرفنظر از بعضی از جهات مخربی که دارد، حالا گیرم بر اینکه به قول بعضیها موجب تلطیف بشود و برای بعضیها انسان را به حیوانیت و اینها نیاورد ولی خود نفس موسیقی حالتش حالت مُعَبِدَّه است و انسان را به این مسئله عادت میدهد. این عادت ضرر دارد یعنی این عادت، نفس را میبندد و نمیگذارد که انسان از این مرتبه رشد کند و در همان مرتبه نگه میدارد. نسبت به جنبۀ صورت که در آنجا هست و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ البته در آنجا اشکال دارند نسبت به اینکه شما فرمودید، این جنبه است که انسان نسبت به صورت قفل بشود و نفسش به صورت عادت کند بهطوریکه دیگر نفس نتواند غیر از این صورت بخواهد به آن معنا برسد و به قول معروف در معانی گیر کند و نتواند به آن حقیقت برسد، در الفاظ گیر کند و نتواند به آن معانی برسد. اینجا بهاصطلاح اشکال هست و این روش، روش صحیحی نیست. انسان را گیر میاندازد و اما اگر انسان توجه به لفظ کند و از آن بهعنوان نردبان و سُلّمی برای رسیدن به آن معانی استفاده بکند این اشکالی ندارد.
