اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی

تحلیل تفاوت وجوب ذاتی و وجوب بالغیر در موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وجوب وجود» در ممکنات و تفاوت آن با وجوب ذاتیِ واجب‌الوجود می‌پردازند. بحث با طرح یک شبهه فلسفی آغاز می‌شود که آیا ممکنِ موجود در خارج، به دلیل اتصاف به وجود، دارای وجوب ذاتی است و از جاعل بی‌نیاز می‌شود یا خیر. استاد با تفکیک میان «ضرورت ذاتیه» و «ضرورت به شرط وجود»، توضیح می‌دهند که وجوبِ ممکنات، وجوب بالغیر است و قوام آن به استمرار فیض و عنایتِ علت مبقیه بستگی دارد. در ادامه، این مبنا در تحلیلِ مرکبات و شبهات مربوط به اجتماع واجبات بررسی شده و روشن می‌شود که ضرورتِ موجود در ممکنات، همواره مشروط به بقای موضوع و استناد به فاعل است. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب استقلال وجودی ممکنات و تبیین دقیق رابطه فاعل و فعل در نظام هستی ارائه شده است.

تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی

6
  • ایشان می‌فرمودند که یک کسی پیش ما آمد و به ما اصرار داشت که عکس بعضی‌ها را بگذاریم. من به ایشان گفتم که اگر قرار است این عکس را بگذاریم خب افراد دیگر می‌آیند می‌گویند که آقا این چه خصوصیتی دارد که شما این عکس را گذاشتید؟ حالا باید عکس‌های دیگر هم گذاشته شود. بالأخره آقای خوئی هم استاد ما در اصول بودند. آقای شاهرودی هم [استاد ما] بودند. خب اصلاً آقای شاهرودی ضد عرفان بود! اصلاً ضد عرفان و فلسفه و اینها بود و خیلی بر این مسئله منکر و مُصر بود. باز هم آقای خوئی نسبت به مسئلۀ عرفان این‌طور نبود یا مثلاً فرض کنید آقا شیخ حسین حلی، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی، آقا سید عبدالهادی شیرازی و آقا سید جمال گلپایگانی را بگذارند خلاصه همین‌طوری [عکس همه را] بگذارند. اینکه نمی‌شود! تازه ایشان گفتند که ما قبول نکردیم که مثلاً یک عکسی را بگذاریم. دوباره ایشان می‌فرمودند که آن شخص برای گذاشتن اصرار کرد و من دیدم که نه، این اصرار دیگر خارج از متعارف است لذا نپذیرفتیم. خب این مسئله مسئلۀ واقعی است و لهذا انسان اصلاً نسبت به این قضیۀ عکس و اینها همان‌طوری‌که نظر خود ایشان هم بر این مسئله بود اصلاً عکس گذاشتن یعنی چه؟! البته نظر ایشان نبود که مثلاً افراد عکس بگذارند لذا من هم هیچ توصیه‌ای به رفقا حتی راجع به عکس ایشان ندارم که در محل داشته باشند. اگر کسی می‌خواهد داشته باشد در اطاق خاصش اشکال ندارد عکس [ایشان را بگذارد].

  • من عکس را از همین باب می‌گذارم یعنی از همین فلسفه‌ای که چون خود ایشان گذاشتند از این قضیه می‌گذارم والاّ اگر من هم تشخیص بدهم باز ایشان نسبت به این عکس که ما می‌گذاریم ... مثلاً الآن من عکس ایشان را در اندرونی گذاشته‌ام و در بیرونی نیست. البته قصد دارم بگذارم نه‌اینکه نگذارم و حتی یک عکسی هم تهیه کردم. ایشان یک وقتی خودشان یک عکسی انداخته بودند تقریباً حدود شش هفت سال قبل از فوتشان به‌نظرم می‌رسد در یکی از همین عکاس‌خانه‌‌ها در چهارراه شهداء که الآن دیگر نیست و به جای دیگر رفته است. کوچک [عکس] را به ما دادند پشت آن‌هم نوشته بودند. بالأخره یکی از دوستان به آنجا رفت و توانست این عکس را پیدا کند و یک عکسی تهیه کرد گرچه فیلمش خراب شده بود و کپک خورده بود، یک اصلاحاتی روی آن انجام داد. من از نظر همین مسئله این را انتخاب کردم که حالا یک قابی برایش بگیریم و بزنیم. این [عکس زدن] فقط براین‌اساس است یعنی براین‌اساس است که انسان و افرادی که در آنجا می‌آیند و همین‌طور به بچه‌ها، قوم‌وخویش‌ها و دوستانش آن موقعیت و کیفیتِ شخصیتی یک بزرگ [را نشان دهد] چون اینها در همان ظهورات، خودش را نشان می‌دهد و جلوات مُظهر همین مسائل است و تا وقتی که انسان پایبند ظواهر است نیاز به اینها دارد. وقتی که دیگر از اینها عبور می‌کند یک مطلب دیگری است.