
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
تحلیل تفاوت وجوب ذاتی و وجوب بالغیر در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وجوب وجود» در ممکنات و تفاوت آن با وجوب ذاتیِ واجبالوجود میپردازند. بحث با طرح یک شبهه فلسفی آغاز میشود که آیا ممکنِ موجود در خارج، به دلیل اتصاف به وجود، دارای وجوب ذاتی است و از جاعل بینیاز میشود یا خیر. استاد با تفکیک میان «ضرورت ذاتیه» و «ضرورت به شرط وجود»، توضیح میدهند که وجوبِ ممکنات، وجوب بالغیر است و قوام آن به استمرار فیض و عنایتِ علت مبقیه بستگی دارد. در ادامه، این مبنا در تحلیلِ مرکبات و شبهات مربوط به اجتماع واجبات بررسی شده و روشن میشود که ضرورتِ موجود در ممکنات، همواره مشروط به بقای موضوع و استناد به فاعل است. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب استقلال وجودی ممکنات و تبیین دقیق رابطه فاعل و فعل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
4حالا مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ با آن شأن و شخصیت بلند شوند یکییکی عکسها را بگذارند و عکاسخانه [بشود]! فرض کنید عکس آقای قاضی و علامه طباطبائی را بگذارند بعد هم افراد دیگر بیایند [بگویند که] چرا عکس فلان آقا را نگذاشتید و چرا عکس آقایان فعلی را نمیگذارید؟! خب دیگر دورتادور همه این مسائل میشود! چون در اینجا افرادِ مختلف و از هر صنفی میآیند و از هر صنفی در اینجا شرکت میکنند؛ یکی ممکن است موافق با این آقایان باشد میگوید که این آقا جزو خودمان است. یکی ممکن است اصلاً مخالف با این آقا باشد و موافق با آقای دیگر باشد میگویند که چرا آقای طهرانی عکس فلان آقا را از همین مراجع نگذاشت؟ ایشان شاگرد آقای خوئی و آقا سید محمود شاهرودی و آقا شیخ حسین حلی بود و ایشان کفایه را پیش مرحوم آقا سید محمد داماد خوانده بود و امثالذلک. اگر قرار باشد که ایشان وضعیت بیطرفی داشته باشد که همه را لحاظ کند از اول در که وارد میشویم تا نزدیک آن منبر که دور میزنیم باید این عکسهای آقایان باشد که دل همه بهدست بیاید! والاّ اگر نه، بخواهد یکی از آنها را بگذارد و یکی را نگذارد فوراً ـ مخصوصاً در این زمان آنها که اطلاع بر منویات انسان ندارند ـ انسان را به یک جناح وابسته میکنند که این آقا از اینطرفی است و انقلابی است و ضد انقلابها میگویند که این آقا انقلابی است و انقلابیها میگویند که این آقا تأیید ما را میکند!
اساس جریان مرحوم علامه طهرانی بر محوریت و ترکز بر جنبۀ اعتدال
درحالیکه اصلاً اصل و اساس جریان مرحوم آقا بر محوریت و بر ترکز بر یک جنبۀ اعتدال و عدم گرایش به آنچه که سایر افراد گرایش دارند بود. آنهم گرایشهایی که همۀ آنها معلوم نیست منبعث از مسائل اعتقادی باشد! چهبسا مسائلی که بهدنبال شایعات و بیاوبروها و قضایای دیگر [باشد]. مکتب مرحوم آقا و مرام ایشان ارائۀ مکتب اهلبیت است. فقط این است و دلیلی نداریم بر اینکه ظهور این مکتب فقط در بعضی از چهرههای خاص است و دیگران از این مسئله محروم هستند و اگر قرار بر این باشد که ایشان هم بخواهند در این مسائل متابعت دیگران را بکنند بنابراین مثل دیگران شدند و این دیگر ارائۀ چه مسئلهای است؟! مثل افراد دیگر شدند!
