
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
تحلیل تفاوت وجوب ذاتی و وجوب بالغیر در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وجوب وجود» در ممکنات و تفاوت آن با وجوب ذاتیِ واجبالوجود میپردازند. بحث با طرح یک شبهه فلسفی آغاز میشود که آیا ممکنِ موجود در خارج، به دلیل اتصاف به وجود، دارای وجوب ذاتی است و از جاعل بینیاز میشود یا خیر. استاد با تفکیک میان «ضرورت ذاتیه» و «ضرورت به شرط وجود»، توضیح میدهند که وجوبِ ممکنات، وجوب بالغیر است و قوام آن به استمرار فیض و عنایتِ علت مبقیه بستگی دارد. در ادامه، این مبنا در تحلیلِ مرکبات و شبهات مربوط به اجتماع واجبات بررسی شده و روشن میشود که ضرورتِ موجود در ممکنات، همواره مشروط به بقای موضوع و استناد به فاعل است. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب استقلال وجودی ممکنات و تبیین دقیق رابطه فاعل و فعل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی
2من خودم یک روز به منزل یکی از بستگان بسیار نزدیکمان رفتم و باور نکردم اصلاً ایشان فرزند یک عالم بوده است! یک عکسها و چیزهایی [داشتند] که احساس کردم این بهخاطر تقصیر ما است! چون ما آنجا کم میرویم بهجای اینکه برویم صحبت کنیم، همان یک مجلسی که من رفتم ... تقوا و علم و اینها. خانوادهاش محجبه هستند! نهاینکه حالا بیحجاب باشند ولی صحبت در تبدل فرهنگ است. اگر اینها نباشد کمکم بهجای آن مناظر، منظرهها، اَشکال مختلف، کوبیسم میآید و هزارتا از این مسائل میآید و کمکم این نفس و روح با مظاهر جدید خو میگیرد و آشنا میشود.
لهذا ما اصلاً در منازلمان باید این عکسها را داشته باشیم. مثلاً مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در منزلشان در همان اندرونی عکس حرم امام رضا علیهالسّلام را گذاشته بودند و قاب کرده بودند. در اطاقها عکس گنبد امیرالمؤمنین علیهالسّلام و عکس کعبه و فلان گذاشته بودند. خود عکس که ملاک نیست. حتی خود حرم هم ملاک نیست! آنچه که ملاک است خود نفس امام علیهالسّلام است! چرا میگویند که بلند شویم به حرم امام رضا برویم؟ بهخاطر اینکه نفس در ارتباط با این مظاهر شکل میگیرد. وقتی در حرم امام رضا میرود شکل میگیرد و آن روحیات و معنویاتی که الآن در آنجا هست بهواسطۀ همین مظاهر منتقل میشود یعنی آن روحیات از دریچۀ این مظاهر وارد میشود. همین مسئله هم راجع به عکس هست؛ شما عکس حرم امام رضا جلویتان باشد یا منبابمثال عکس یک هنرپیشۀ کذا جلوی چشمتان باشد، فکرتان و ذکرتان این هست، در نماز و خوابتان این هست، یااینکه حرم حضرت [باشد] نمیشود چشمتان به حرم امیرالمؤمنین و گنبد بیفتد و خاطرهای در ذهن نیاید این نمیشود! اصلاً امکان ندارد. نمیشود چشمتان به آن مسجدالحرام و کعبه بیفتد و همینطور فقط مثل بیتفاوت به این مسئله نگاه کنید. این اصلاً امکان ندارد! این مظاهر انسان را هم بهدنبال خودشان میکشانند. یک منظرۀ جالب انسان را بهدنبال خودش میکشاند. یک عکسی که حاکی از یک مسائل است انسان را بهدنبال خودش میکشاند.
