اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی

تحلیل تفاوت وجوب ذاتی و وجوب بالغیر در موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وجوب وجود» در ممکنات و تفاوت آن با وجوب ذاتیِ واجب‌الوجود می‌پردازند. بحث با طرح یک شبهه فلسفی آغاز می‌شود که آیا ممکنِ موجود در خارج، به دلیل اتصاف به وجود، دارای وجوب ذاتی است و از جاعل بی‌نیاز می‌شود یا خیر. استاد با تفکیک میان «ضرورت ذاتیه» و «ضرورت به شرط وجود»، توضیح می‌دهند که وجوبِ ممکنات، وجوب بالغیر است و قوام آن به استمرار فیض و عنایتِ علت مبقیه بستگی دارد. در ادامه، این مبنا در تحلیلِ مرکبات و شبهات مربوط به اجتماع واجبات بررسی شده و روشن می‌شود که ضرورتِ موجود در ممکنات، همواره مشروط به بقای موضوع و استناد به فاعل است. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌های رایج در باب استقلال وجودی ممکنات و تبیین دقیق رابطه فاعل و فعل در نظام هستی ارائه شده است.

تبیین ضرورت وجودی ممکنات در فلسفه اسلامی

1
  • درس دویست و شصت و هفتم

  • بررسی ادلۀ متکلمین مبنی بر عدم استناد حدوث یا امکان ذاتی به جاعل

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • علت نگه‌داری عکس توسط علامه طهرانی در منزلشان

  • آقای شیخ صدرالدین وقتی قم بودند ـ حدود یک ماه پیش قبل از ماه رمضان ـ می‌گفتند که یک روز من دیدن آقا سید محمدحسین رفتم. نشسته بودیم دیدیم عکس پدر و جدشان را اینجا گذاشته‌اند. گفتم که آقا مفاخر شما اینها نبودند! شما مثلاً بیایید عکس اساتیدتان را بگذارید؛ عکس آقای حداد و آقای قاضی و آقای طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیهم. بعد نظر ایشان این بود که مرحوم آقا قبول کردند ولی ظاهراً فراموش کردند بگذارند. ولی نظر مرحوم آقا اصلاً در این مسئلۀ عکس، این نبود که بخواهند فخری داشته باشند یا عکس‌های ‌اساتیدشان را بگذارند یااینکه بخواهند اطاق را تبدیل به عکاس‌خانه بکنند بلکه نظر ایشان این بود که این نسب ایشان در میان افراد، نوه‌ها، نتیجه‌ها و امثال‌ذلک محفوظ بماند و این یک امر طبیعی است که از نظر انتساب به‌جهت اینکه طبعاً ظروف ممکن است حائل و مانع بشود از اینکه انسان مخصوصاً بچه‌ها و احفاد و اولاد ـ اگر مثلاً این نسب یک نسب علم و تقوا است ـ متذکر بشوند و به‌واسطۀ تذکر در خیلی از موارد ممکن است تنبهاتی برای اینها پیدا بشود. مثلاً ما بلند شویم بیاییم به عکس پدربزرگ و پدرمان نگاه کنیم، انسان نگاه کند حالاتی که بوده است تجدید می‌شود. وضع و تعصب و روش و مرامی که آنها داشتند [تجدید می‌شود]. حالا فرض کنید یکی پدربزرگش یک آدم [دزد] سر گردنه‌ای بود، این دیگر لازم نیست حالا عکسش را دو متر قاب کند آنجا بگذارد! مثلاً آدم سر گردنه و حرامی بود، حالا این هیچ لزومی ندارد ولی اگر فرض بکنید شخصی متدین و متقی بود [این کار خوب است].

  • مثلاً یکی از آن افرادی که واقعاً من همیشه یادش می‌کنم همین جد شیخ علی بیضون است. پدربزرگ ایشان یعنی پدر والدۀ ایشان بسیار مرد متقی‌ای بود و از حواریون آقا سید عبدالحسین شرف‌الدین جبل‌عاملی بود و... خیلی در حفظ داشت و هرجا می‌نشست خلاصه به ذکر مناقب و اینها می‌پرداخت. من در دو سه سفری که در آنجا رفتم ـ خدا رحمتشان کند ـ من قبل از [وفاتش] با او بودم. ایشان در محاضراتمان می‌آمد و هرجا که صحبت از ائمه و امیرالمؤمنین علیهم‌السّلام می‌شد یک‌دفعه بندۀ خدا در وسط صحبت ما شروع می‌کرد به روایت خواندن و صلوات فرستادن و مخالفین و اینها را لعن می‌کرد! آثار ولایت در چهره‌اش پیدا بود! من هیچ‌وقت خسته نمی‌شدم و هروقت با او می‌نشستم دلم می‌خواست ساعت‌ها طول بکشد! پیرمردی بود دیگر اصلاً قدرت بر تکلم نداشت ولی اصلاً خیلی خوشم می‌آمد بنشینم و فقط به او نگاه کنم! و می‌توانم بگویم که واقعاً شیعۀ واقعی بود یعنی شیعۀ بمعنی الکلمه بود و مثلاً لازم است که در بیوت صورتی از ایشان و عکسی از صورت ایشان باشد که بچه‌ها بیایند ببینند مثلاً نگاه به این پدربزرگ و جدشان کنند و خصوصیات و آثار روحی را بگیرند چون همین‌ها مسائلی است که انسان را متذکر و متنبه می‌کند. اگر اینها نباشد آدم در ظروف مختلف می‌افتد و اصلاً در یک مسائلی [می‌افتد] که همه چیزها را فراموش می‌کند. نه پدری داشت و نه پدربزرگی داشت و اصلاً به راهی و آنها ... به قول مرحوم آقا می‌فرمودند که وقتی این عکس‌ها نباشد به‌جای آن، چیزها و مسائل دیگر می‌آید.