اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و ضرورت وجود در فلسفه اسلامی

تحلیل تساوی ماهیت نسبت به وجود و عدم در فلسفه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت در نسبت با وجود و عدم می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا ماهیت در هنگام تحقق خارجی، همچنان استواء طرفین خود را حفظ می‌کند یا خیر. استاد با تفکیک میان «وجوب بالغیر» و «وجوب ذاتی»، توضیح می‌دهند که چگونه ماهیت در عین حال که به واسطه علت موجود می‌شود، همچنان در ذات خود ممکن‌الوجود باقی می‌ماند. در ادامه، تفاوت میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیتِ موجود» بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که ضرورتِ وجود، امری است که بر ماهیت عارض می‌شود، نه اینکه ذاتیِ آن باشد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که هرگونه اتصاف ماهیت به وجود یا عدم، در ظرف تحقق، مستلزم نوعی ضرورت است که از قیدِ وجود یا عدم ناشی می‌شود، در حالی که خودِ ماهیت همچنان در ذات خود، فارغ از این قیود، نسبت به هر دو طرف متساوی است.

ماهیت و ضرورت وجود در فلسفه اسلامی

5
  • خب اینکه می‌گوییم: ماهیت به شرط وجود، این تقیدش به وجود الآن داخل در مفهوم ماهیت هست ولی خود آن قید، خارج است. تقیدٌ جزءٌ و قیدٌ خارجی.1 الآن قید در اینجا خارج هست و وجود را ما داخل در ماهیت نمی‌گیریم. من‌باب‌مثال به سبزی‌فروش می‌گویید که سبزی ‌پلو بده، او به شما همراه با آن سبزی ‌پلو که نمی‌دهد بلکه فقط سبزی دارد. می‌گویید که آقا پلوی این سبزی کجاست؟! ماهیتی که موجود است یعنی وجود بر او عارض شده است متقدم بر وجوب لاحق خودش است. چرا؟ چون این ماهیت موجود به‌واسطۀ وجودش لیاقت برای اتصاف به وجوب را پیدا کرد و اگر ماهیت موجود نبود متصف به وجود لاحق هم طبعاً نمی‌شد.

  • و ضرورةُ وجودِها بحسبِ الواقع لا تَنفکُ عن إمکانِه لَها بحسبِ نفسِها.

  • ضرورت وجود این ماهیت برحسب واقع جدا از امکان آن وجوب برای آن ماهیت برحسب نفسش نیست. این که الآن وجود برای او ضرورت دارد همراه با امکان وجود است نه‌اینکه جدای از امکان وجود. الآن که این ماهیت موجود است در عین اینکه متصف به وجوب است درعین‌حال استواء طرفین خودش را دارد و از آن استواء طرفین جدا نیست و باز امکان وجود برای آن ماهیت هست. چرا؟ چون ما ماهیت موجود را در اینجا مدّنظر قرار می‌دهیم؛ ماهیتی که لباس وجود به خود پوشانده است پس بین وجود و ماهیت در اینجا فرق هست. آنچه را که ذاتی وجود است وجوب است و آنچه را که ذاتی ماهیت است همان امکان است و تساوی الطرفین است که به حال خودش هم هنوز باقی است.

  • فلهذا مرحوم آخوند در مطالب عدیده و تعبیرات خودشان می‌فرمایند که ظلمت امکانی در همۀ مراتب وجود سایه‌اش را بر ماهیات انداخته است اما حقایق نوریه که وجود نازلۀ حق هستند، از اوصاف حق و لوازم حق و آثار حق بهره‌مند هستند. یعنی اگر ما نظر به ماهیات اشیاء بکنیم ماهیات اشیاء ظلمت محض است! اگر نظر به نفس وجود خارجی اشیاء بکنیم عبارت از وجود نازلۀ حق است و آثار او را دارد! خب این راجع به اینکه چطور اگر وجود و امتناع به ماهیت انتساب داده بشود وجوب بالغیر و امتناع بالغیر است. حالا اگر این وجوب و امتناع را شما به آن وجود نسبت بدهید ...

    1. شرح المنظومة، تعلیقه حسن زاده آملی، ج 2، ص 104:
      و الحصةُ الکلیِّ مقیداً یَجی‌ *** تقید جزء و قید خارجی‌