
محفوف بودن ممکن به ضرورتهای وجود و عدم
تحلیل ضرورتهای سابق و لاحق در هستیشناسی فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماهیت ممکنالوجود میپردازند. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که هر موجود ممکنی در نظام هستی، همواره محفوف به دو ضرورت و دو امتناع است که در دو مرحلهی سابق و لاحق بررسی میشوند. استاد با تفکیک میان ضرورتهای ناشی از علت (سابق) و ضرورتهای ناشی از تحققِ خودِ وجود (لاحق)، سیر منطقی این بحث را ترسیم میکنند. در این مسیر، مفاهیمی همچون تساویالطرفین بودن ماهیت، تفاوت ذاتی باب برهان با ذاتی باب ایساغوجی، و معنای طرد عدم توسط وجود تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که هر ممکنی، چه در ظرف وجود و چه در ظرف عدم، از این ضرورتها گریزی ندارد و خلوّ از آنها بهحسب نفسالأمر محال است؛ چرا که فرضِ خلاف آن، مستلزم جمع بین نقیضین خواهد بود.
محفوف بودن ممکن به ضرورتهای وجود و عدم
9تلمیذ: این امتناع لاحقش مگر مربوط به نقیض المحمول نیست یعنی در واقع قضیه به شرط محمول نقیضش را که حساب بکنیم به اعتبار آن نقیضش ممتنع میشود. خب حیثیتها فرق میکند، چه اشکالی دارد امکان بالغیر لاحق با آن وجوب باهم جمع بشوند؟!
استاد: بهخاطر خودش ما کار داریم ما بهخاطر بالغیر کار نداریم. الآن ما نظر را روی آن شیء خارج یا روی وجودش مرتکز کردیم یا روی عدمش مرتکز کردیم فرق نمیکند اصلاً ما به علت اینکه چه علتی این را موجود کرده کار نداریم. الآن یک آقای حاج... درست شد. حالا علتش حسن آقا بوده من به او کار ندارم! حسین آقا بوده باز به او من کاری ندارم! من فعلاً به این ذات واجبالتعظیم و الاکرام علیه افضل صلوات کار دارم و به علت موجده و به علت قابلۀ او اصلاً کار نداریم. ایشان را وقتی که ما الآن این وسط بگذاریم یک اوصافی را از ایشان انتزاع میکنیم یکی از آن اوصافی که انتزاع میکنیم ذاتی این است که «هذا موجودٌ» پس وجود را آمدیم از این تقرر انتزاع کردیم وقتی وجود را انتزاع کردیم وجوب را بر آن بار میکنیم چون در هرجا که وجود هست در آنجا وجوب هست.
عدم اختصاص تساوی وجوب و وجود به باری تعالی
این بحث قبلاً گذشت حالا بعداً هم خواهد آمد. تساوی وجوب و وجود اختصاص به باری تعالی ندارد بلکه در هر تعینی که در آن تعین وجود هست در همان تعین وجوب هم ذاتی اوست والاّ جمع بین نقیضین میشود کرد. حالا این علت این را موجود کرده است خب کرده باشد ما اصلاً به این کار نداریم. این اصلاً موجود هست یا نه؟ این وجوب الآن برای این ضرورت دارد. این شیئی که در خارج الآن محقق است این آیا معدوم هست یا نه؟ الآن این عدم برای این ضرورت دارد. طرف مقابلش امتناع دارد. وجود الآن برای این امتناع دارد. این را ما میخواهیم بگوییم.
