
محفوف بودن ممکن به ضرورتهای وجود و عدم
تحلیل ضرورتهای سابق و لاحق در هستیشناسی فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماهیت ممکنالوجود میپردازند. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که هر موجود ممکنی در نظام هستی، همواره محفوف به دو ضرورت و دو امتناع است که در دو مرحلهی سابق و لاحق بررسی میشوند. استاد با تفکیک میان ضرورتهای ناشی از علت (سابق) و ضرورتهای ناشی از تحققِ خودِ وجود (لاحق)، سیر منطقی این بحث را ترسیم میکنند. در این مسیر، مفاهیمی همچون تساویالطرفین بودن ماهیت، تفاوت ذاتی باب برهان با ذاتی باب ایساغوجی، و معنای طرد عدم توسط وجود تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که هر ممکنی، چه در ظرف وجود و چه در ظرف عدم، از این ضرورتها گریزی ندارد و خلوّ از آنها بهحسب نفسالأمر محال است؛ چرا که فرضِ خلاف آن، مستلزم جمع بین نقیضین خواهد بود.
محفوف بودن ممکن به ضرورتهای وجود و عدم
1درس دویست و شصت و پنجم
متساوی الطرفین بودن ماهیت نسبت به وجود و عدم (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل (16).
صحبت در این فصل راجع به احتفاف هر موجود یا به عبارت دیگر هر ممکنی به دو ضرورت است؛ ضرورت سابق و به دو ضرورت، ضرورت لاحق است. در بحث امکان و اتصاف ماهیت به امکان عرض شد که وقتی ما بخواهیم خود ماهیت را مِن حیث هی هی درنظر بگیریم این ماهیت بهلحاظ ترتب وجود و عروض وجود بر او مساوی الطرفین نسبت به وجود و عدم است و این تساوی را در همۀ حالات حفظ میکند. همین شعر معروف:
سیهروئى ز ممکن در دو عالم *** جدا هرگز نشد و الله أعلم1 متساوی الطرفین بودن ماهیت نسبت به وجود و عدم
یعنی خود ماهیت که عبارت از تعینات وجودی اشیاء است مِن حیث هی هی متساوی الطرفین است نسبت به وجود و نسبت به عدم. اقتضاء هیچکدام از دو طرف را ندارد. اگر علت موجدهای باشد، وجود بر او حمل میشود و اگر علت موجده نباشد عدم بر او حمل میشود و در وقت اتصاف به وجود هم باز این ماهیت متساوی الطرفین است چون وجود در اینجا وجود دارد و این ماهیت حدود آن وجود است و حدود آن وجود آن حالت تساوی را باز برای خودش حفظ میکند.
حالا این ماهیت که امکان بر او حمل میشود و امکان نهاینکه ذاتی اوست ذاتی باب ایساغوجی بلکه ذاتی باب برهان. چون در ذاتی باب ایساغوجی آن لوازم ذاتی یک شیء بر آن شیء حمل میشود درحالیکه گفتیم: امکان ذاتی ماهیت نیست حتی ماهیت از وصف امکان هم بری است. بر ماهیت خود ذاتیات هر شیئی مترتب میشود؛ نوعیات، فصل، جنس، عرض خاص و عام.
بناءًعلیٰهذا آن شیء موجود قبل از وجودش برای وجود نیاز دارد به اینکه سلسلۀ علیتش تام باشد، وقتی که علت تام بود وجوب بالغیر به این وجود خارجی و به این ماهیت خارجی افاضه میشود. چرا؟ چون این علت برای وجود این ماهیت تمام است وقتی که علت تمام شد یعنی در علیتش وجوب پیدا کرد آن موقع خواهینخواهی علیٰأیّحال آن ماهیت هم موجود خواهد شد و وقتی که آن علت تام شد عدم برای او ممتنع خواهد شد. پس همانطوریکه وجود برای این ماهیت ضرورت دارد بهلحاظ علت، عدم برای این ماهیت ممتنع است بهلحاظ علت! این وجوب و این امتناع سابق بر وجود ماهیت هستند. چرا؟ چون علت سابق بر وجود معلول است بهواسطۀ وجوب علت معلول هم موجود خواهد شد.
- . گلشن راز، بخش ۷: جواب.
