
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
تبیین رابطه ضرورت علت با تحقق معلول در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
12و بالجملةِ فقد صحَّ إذن أنَّ کلَّ ماهیةٍ ممکنةٍ أو کلَّ وجودٍ إمکانیٍّ لا یتقرَّرَ و لا یوجَد ما لم یَجب تقرُّرُه و وجودُه بعلتِهِ.
اگر ما به ماهیت ممکنهای یا وجود ماهیت یا هر وجود امکانی و هر وجودی در خارج نظر کنیم ـ نه وجود ایجابی مثل باری تعالی ـ یعنی به هر وجود امکانی نظر کنیم آن ماهیت و این وجود امکانی تقرر پیدا نمیکند تا مادامیکه تقررش به یک علت ثابت شود.
فَلا یتصورُ کونُ العلةِ علةً ما لم یَکن ترجیحُها للمعلولِ ترجیحاً إیجابیاً فَکلُّ علةٍ واجبةُ العلیةِ و کلُّ معلولٍ واجبُ المعلولیةِ و العلةُ الأولى کما هو واجبُ الوجوبِ کذلک واجبُ العلیةِ فَهو بِما هو واجبُ الوجودِ واجبُ العلیة فَکونُه واجباً بِذاتِه هو کونُه مبدأً لما سواه کما سَنُبیّنُ إن شاء الله العزیز.
اینطور گمان نشود که علت، علت است مادامیکه ترجیحش برای معلول ترجیح ایجابی نباشد، این دیگر علت نیست. هر علتی واجبة العلیة است یعنی علیت بر او واجب است و برای هر معلولی معلولیت واجب است همانطوریکه علت اولیٰ واجب الوجود است همانطور واجب العلیه است؛ پس از جهتی که واجب الوجود است واجب العلیة است یعنی علیت را از غیر نیاورده است نفس ذات او بدون شیء دیگر خارج از حیطۀ وجود او اقتضاء علیت میکند. اینکه او به ذات خودش واجب است و مستغنی به ذاتش است و عدم احتیاج به غیر دارد، این واجب الوجود بودن بذاته برای قوا مبدأ است، برای اعدام ملکات مبدأ است، برای همه وجودات خارجی مبدأ است و برای همۀ مراتب تنزلات مبدأ است.
تلمیذ: هر مرحلهای از مراحلی که ... طی میکند، آن فعلیتی که دارد را نمیشود...
استاد: اصل ذاتی که الآن در آن هست خودش فعلیت است، این فعلیت مستند به آن قوۀ قبل است، آن قوۀ قبل موجب این فعلیت است. یعنی حرکت؛ این حرکتی که الآن در جنین به حرکت جوهری هست هر مرتبهای برای مرتبۀ دیگر قوه است و مرتبۀ دیگر که فعلیت است کمال این قوه است، نهاینکه این را ازدست میدهد؛ یعنی این قوه الآن در اینجا به کمال میرسد و بعد قوه به کمال دیگر میرسد، همینطوری یکییکی به کمال میرسند؛ یعنی خود را به کمال میرساند نهاینکه خود را ازدست بدهند. آن دانهای که الآن دانۀ سیب هست الآن یک درخت تناور در همین یک دانه هست منتها ما نمیبینیم. یعنی این یک دانۀ سیب الآن قدرت دارد که یک درخت تناور بشود که فرض کنید دهها کیلو سیب بدهد منتها این قوه را دارد. اما این لیوانی که در دست من هست این قوه را ندارد. این قوهای که الآن در این دانۀ سیب هست آیا این قوه مقدم بر آن درخت و سیبهای بعد است یا مؤخر است؟ طبعاً مقدم خواهد شد، شرایط باید به این ضمیمه شود مانند آب و خاک و امثالذلک تااینکه این قوه به کمال برسد، به کمال رسیدن یعنی رسیدن به آن مرتبه.
