
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
تبیین رابطه ضرورت علت با تحقق معلول در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
10تلمیذ: پس این قیاس را هم به حضرت ابراهیم نمیتوانیم کنیم چون بالأخره مراحلی که دارند ...
استاد: آن مرتبۀ تربیت است که به تربیت مربوط است. در مطلبی که من گفتم: به سبب تربیت است، حضرت ابراهیم با این کاری که کرد خودش را تربیت کرد و از نفس خودش گذشت.
تلمیذ: این تربیت است که باید نفیاش کرد، اگر در اصل وجود است. پس هرچه در این عالم هست همه کپی است، اصلش آنجاست.
استاد: فرق نمیکند آنچه که در این عالم هست بالأخره همانی است که بهوجود میآید، نهاینکه کپیای است که اختیار ندارد، فرقی نمیکند! اصل اختیار در آنجاست! نهاینکه اختیار را در آنجا ببینید و این اختیار هم مجبور برای اصل در آنجاست پس این اختیار [در اینجا] کشک است! نفس این اختیاری که در اینجا کپی است اختیاری است که در آنجا در اصل بهوجود آمده است.
تلمیذ: پس مستحسن است؟
استاد: بله، مستحسن است دیگر.
تلمیذ: پس باید به شمر هم بارک الله گفت!
استاد: چرا؟
فرق کار شمر با کار حضرت ابراهیم!
تلمیذ: بالأخره آن اختیار در اصل را در آنجا ...
استاد: او اختیاری که کرده است اختیار شقاوت است، اگر همین اختیار سعادت را میکرد کمااینکه حضرت ابراهیم کرد، فرق بین حضرت ابراهیم با شمر این است که در اختیار فرق است. او اختیار شقاوت را کرده است [و این اختیار سعادت را] ولی هردو یک عمل را انجام دادند. عمل شمر با عمل حضرت ابراهیم یکی بود او فرزندش حضرت اسماعیل و اینهم امام حسین را ذبح کرد.
... ولی قید خارج از تقاضاء است، قید را باید به عیالت بدهی در منزل بپزد. تقیدش را من به تو میدهم و قیدش در منزل باید انجام شود پس قید خارجی است. در اینجا ماهیت به شرط وجود با ماهیتی که خودش نفس وجود است دوتاست. فالماهیةُ لا مجموع الماهیة و مفهوم الوجود، نهاینکه مجموع ماهیت و مفهوم وجود در اینجا مطرح است...
