
تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود
تحلیل نسبت میان جعل، اراده و تعینات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت جعل و اراده الهی در عالم هستی میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که اگر جعل به ماهیت تعلق نمیگیرد، پس متعلق اراده و جعل پروردگار چیست؟ استاد با تفکیک میان «مقام بساطت و اطلاق وجود» و «مراتب تعین و محدودیت»، توضیح میدهند که اراده الهی به نفس وجود تعلق نمیگیرد، بلکه به کیفیت، حدود و تعینات وجودی تعلق دارد. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان اراده به عنوان هدف و غایت، و جعل به عنوان تحقق خارجی تبیین میشود. این جلسه با نقد دیدگاههای اصالت ماهوی و اصالت وجودی، به این نتیجه میرسد که جعل الهی به معنای بروز و ظهور وجود در مراتب مختلف است، بدون آنکه چیزی بر ذات حق افزوده یا از آن کاسته شود.
تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت جعل و اراده الهی در عالم هستی میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که اگر جعل به ماهیت تعلق نمیگیرد، پس متعلق اراده و جعل پروردگار چیست؟ استاد با تفکیک میان «مقام بساطت و اطلاق وجود» و «مراتب تعین و محدودیت»، توضیح میدهند که اراده الهی به نفس وجود تعلق نمیگیرد، بلکه به کیفیت، حدود و تعینات وجودی تعلق دارد. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان اراده به عنوان هدف و غایت، و جعل به عنوان تحقق خارجی تبیین میشود. این جلسه با نقد دیدگاههای اصالت ماهوی و اصالت وجودی، به این نتیجه میرسد که جعل الهی به معنای بروز و ظهور وجود در مراتب مختلف است، بدون آنکه چیزی بر ذات حق افزوده یا از آن کاسته شود.
تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود
9به قول یکی که میگفت: ملائکه از صبح شروع به کار کردن و صورتبندی و این حرفها میکنند و بالأخره اولِ کارشان سرحال هستند و تازه از خواب بلند شدند قشنگ درست میکنند و با ابرو و لب و دهانش ور میروند، کمکم کمی که میگذرد و شب میشود [خسته میشوند] بعضیها برای آخر شب هستند مثلاً ساعت دوازده که همینطور میزنند و میروند! لذا افراد در مراتب مختلف هستند!! میگویند که این برای ساعت هفت صبح است و این برای چهار بعد از ظهر است و اینهم برای ساعت دوازده و نیم به بعد است که دیگر معلوم نیست چطوری در تنور رفته و نان درآمده است!! آیا قضیه اینطوری بوده است؟! شما برای ساعت چند هستید؟! یااینکه منظور این است که جعل خدای متعال براساس علم عنایی نسبت به حدودِ وجود تعلق گرفته است و آن یکی است.
این دو مطلب است و نباید بین این دو مطلب خلط کرد! خلط بین این دو قضیه موجب بروز اشکالاتی بر اصالة الماهیه و بر اصالة الوجود میشود. لذا بسیاری از افراد را میبینیم که بااینکه قائل به اصالة الوجود هستند حقیقت اصالة الوجود را درنیافتهاند و میگویند که ماهیات امور اعتباری هستند و امور اعتباری امور عدمی است! خب اگر امور عدمی است و اگر قرار بر این باشد که ماهیات امور اعتباری باشند بنابراین شما بهجای شکر قرهقوروت میل بفرمایید. چرا شما جای یکی از موضوعات را با جای دیگری خلط نمیکنید؟! بهخاطر اختلافش، وجودش که یکی است، اگر شما بخواهید به اصل وجود توجه کنید آن اصل وجود بسیط است و اطلاق دارد. این خصوصیات و اختلافی که در اینجا هست موجب شده است که اختلاف انواع در خارج بهوجود بیاید. حال صبحت در این است که آن اختلافی که در اینها هست از کجا آمده است؟
تلمیذ: تنزل وجود است.
استاد: یعنی با تنزل وجود اختلاف پیدا میشود؟!
